رئیس جمهور کرزی و سیاست خشم و هوشدار در برابر پاکستان
نویسنده: محمد اکرام اندیشمند
پنجمین
سفررئیس جمهورکرزی دراواخر دلو سال روان خورشیدی(28دلو1384 برابر با17 فبروری 2006
) به کشورپاکستان توأم با اظهارات هوشدار آمیزوخشمگینانه او دربرابر اسلام آباد
بود. او درپایان کنفرانس لندن که ازسفر خود به پاکستان صحبت میکرد گفت که ریشه
تروریزم نه درافغانستان بل دربیرون ازآن وجود دارد وتازمانیکه این ریشه بیرونی
تروریزم از بیخ کنده نشود زندگی مردم
افغانستان درخطر خواهد بود وما به حیث یک ملت این حق را داریم که خودرا به بهترین
امنیت برسانیم. رئیس جمهور بعداً درکابل که ازآنجا عازم اسلام آباد شد از طرح جدی
نفوذ خرابکاران وتروریست ها از آنسوی مرزبا دولت پاکستان سخن گفت وازصحبت خویش به
پارلمان پاکستان تذکرداد. اوابرازامید واری کردکه این سفرومذاکره بامقامات
پاکستانی بتواند دست آورد مهمی درریشه کن کردن نفوذ تروریست ها ازخاک پاکستان
داشته باشد.
کرزی دراسلام
آباد علاوه ازمذاکرات آشکارودسته جمعی هیئت همراهش با مقامات پاکستانی به یک گفتگوی طولانی وانفرادی
با پرویز مشرف پرداخت. هرچند ازجزئیات این مذاکره درپشت درهای بسته که یک ونیم ساعت را دربرگرفت خبر وگزارشی منتشر
نشد اما رئیس جمهور افغانستان درصحبت ها وابراز نظرهایش چه درجریان سفر وچه دربازگشت
به کابل با لحن خشمگینانه وهوشدار آمیزدربرابر دخالت همسایگان وبخصوص پاکستان صحبت
کرد. هرچند که اوازمبارزه مشترک افغانستان وپاکستان علیه تروریزم سخن گفت اما
درمصاحبه با خبرگزاری آسوشیتد پرس خواستار شدت عمل پاکستان درمبارزه با تروریزم
ونفوذ آنها ازپاکستان به افغانستان شد واظهارنمودکه هرگونه انقطاب قومی درافغانستان
اثرمشابه را بروی پاکستان خواهد گذاشت. کرزی با لحن هوشدار آمیزی گفت که اگر پاکستان با کارت قومی درافغانستان بازی کند
وبا این کارت بازی پشتون وغیر پشتون را براه اندازد این افغانستان خواهد بود که
ازلحاظ تاریخی با قوت بیشتر توان انجام این بازی را دارد. حامد کرزی بعداً درکابل
واز قصر ریاست جمهوری اظهارات مشابه را با لحن شدید تری تکرار کرد وگفت: ما دردفاع
ازکشورخود مصمم هستیم. شوروی ها آمدند برما حمله کردند وما ازافغانستان برآمدیم تا
ازآن دفاع کنیم. درحالیکه دفاع ازکشور کاردرستی بود اما ترک افغانستان یک اشتباه
بود. رئیس جمهور افزود: امروز ما به همه می گوئیم که افغانستان را ترک نمی کنیم.
همه باید بدانند که این بار افغانها مهاجر نخواهند شد. من یکی ازآن افغانهای خواهم
بود که مهاجر نمی شوم. این را به پاکستان، ایران وامریکا می گویم.
این نخستین
بارنیست که رئیس جمهور کرزی دربرابردخالت پاکستان اظهارات خشم آلودی را به زبان می
آورد. اودرگذشته نیز به ابرازنظرهای مشابه پرداخته بوداما هیچگاه یک سیاست وموضعگیری
مشخص وهدفمند را دررابطه با دخالت پاکستان دنبال نکرد. باری قبل ازانتخابات ریاست
جمهوری در16سرطان 1382(7جولای 2003) دخالت پاکستان را با چنان عصبانیتی تقبیح نمود
که حتی درپایان سخنان خویش اسلام آباد را با قرائت این شعر بمبارزه طلبید:
گرندانی غیرت افغانی ام
چون بمیدان آمدی میدانیم
اما درفردای
آن (17سرطان)که مظاهره چیان خشمگین درکابل به سفارت پاکستان حمله بردند وشیشه های
سفارت را شکستند وی ازپرویز مشرف دریک تماس تیلفونی معذرت خواست وحمله کننده گان
به سفارت پاکستان را آدم های اوباش خواند.
هنوزمشخص نیست
که جنرالان ودولتمداران پاکستانی به رئیس جمهور ما چه گفتند وتا چه حدی سخنان هوشدار
آمیز اورا جدی گرفتند ویا جدی می گیرند؛ اما آنها رئیس جمهورکرزی را به پارلمان
پاکستان نبردند تا وی که قبل ازسفرش آرزوی سخنرانی را درآنجا داشت به صحبت بپردازد،
مشکل نفوذ تروریزم ازخاک پاکستان را به
سمع آنها برساند وخطرهای ناشی ازتداوم این وضع را به آنها گوشزد نماید. هرچند
پرویز مشرف پس ازملاقات ومذاکره با حامد کرزی ازتمام عناصر وحلقه های سیاسی درپاکستان
خواست تا برای مبارزه با تروریزم وسرکوبی عناصری که با طالبان یاری میرسانند،همکاری
کنند. علاوه برآن ازآمادگی خود برای برقراری روابط بیشتر میان ارتش ونهاد های
استخباراتی پاکستان وافغانستان سخن گفت.
رئیس جمهورکرزی
دراین سفر لیست 150 تن افراد متهم به عضویت درگروه طالبان را که درپاکستان به سر
میبرند وعملیات بی ثبات سازی را درداخل افغانستان از آنجا تنظیم می کنند به دولت
میزبان خود ارائه کرد وخواستار دستگیری وتحویل آنها به دولت افغانستان شد. گفته می
شود که پرویز مشرف ودولت پاکستان دراین سفر باردیگر موضوع تمدید سیم خاردار را درسرحدات دو کشوربرای
جلوگیری ازورود جنگجویان طالب والقاعده مطرح کرد اما کرزی نه تنها به این طرح
مخالفت نمود بلکه برعکس ازلغو موانع
پاسپورت و ویزا در رفت وآمد میان
دوکشورسخن گفت. اوباردیگر کشیدن سیم خاردار را برای جلوگیری ازفعالیت های تروریستی
و خرابکاری بی ثمر تلقی کرد و سیم خاردار را عامل جدایی مردم یک خانواده خواند که
درهردو طرف سرحد زندگی میکنند. همچنان
کرزی دراین سفر برای فاتحه خوانی وادای احترام به خانه ومحل سکونت خان عبدالولی
خان متوفی درچارسده پشاوررفت و درآنجا با رهبران ناسیونالیست پشتون پاکستان با
علاقه و گرمی گفتگو کرد. کرزی ولی خان را رهبرهمه پشتون ها خواند و گفت که
افغانستان خانه تمام پشتونها است.
آنچه که
دراظهارات و ابراز نظر های رئیس جمهورافغانستان
در سفر اخیرش به پاکستان پرسش برانگیز وقابل تأمل به نظر می خورد تناقض و تفاوت
های این اظهارات و موضع گیری ها است. کرزی از یکطرف خواستار جلوگیری ورود جنگجویان طالب و القاعده ازخاک پاکستان توسط
دولت آن کشور است وازجانب دیگر خواهان رفع موانع پاسپورت وویزا اتباع دوطرف دررفت وآمد به کشورهای همدیگر می شود.
اودرحالیکه تقاضای پرویز مشرف را برای تمدید
سیم خاردار درسرحد دو کشور رد می کند وآنرا جدایی میان خانواده ها می
خواند، به پاکستان هوشدار میدهد که افغانستان ازلحاظ تاریخی با قوت بیشترمی تواند
با کارت قومی بنام پشتون وغیر پشتون بازی کند. ازاین هم شگفت انگیز تر تحلیل و
موضع گیری داکتر داد فرسپنتا مشاور رئیس جمهور ما درامور بین المللی است که هفته
گذشته ازطریق رادیو بی. بی. سی (23فبروری 2006) اظهارات هوشدار گونه کرزی را به
پاکستان درمورد بازی با کارت پشتونستان " گام نهادن بسوی تدوین سیاست ملی"
خواند. او در رابطه با سخنان هوشدار آمیز رئیس جمهور کرزی دربرابر پاکستان گفت که افغانستان
گام به گام بسوی تدوین یک سیاست ملی پیش میرود.
پاکستان حق ایجاد کردن پشتونستان
سرچپه را ندارد. این مسایل درمذاکرات با اسلام اباد بحث شد. همچنان وی افزود وقتی
استعمار خاک های افغانستان را جدا ساخت افغانستان هیچگاه این جدایی را نپذیرفت
واین مردم پاکستان است که تصمیم می گیرند چه کنند. مسلماً مشاور رئیس جمهور درامور
بین المللی میخواهد بگوید که این جدایی را دولت فعلی افغانستان هم نمی پذیرد.
آیا واقعاً
چنین سیاستی درافغانستان می تواند سیاست ملی محسوب شود ومشکل دخالت پاکستان را درافغانستان
برای ابد وهمیشه حل کند؟ موضوع پشتونستان به گونه شمشیر دوسره که کمتر ازنیم قرن
می شود در پشت سربسیاری از تحولات وحوادث ویرانگر وبی ثبات سازی کشور قرار دارد تا
چه زمانی دیگر باید بصورت سرچپه و سرراسته یکی ازعوامل مهم این ویرانگری وبی ثبات
سازی باشد؟ درحالیکه رئیس جمهورکرزی
ودولتش هنوز مؤفق به تدوین یک سیاست شفاف وروشن ملی درداخل کشور و در رابطه به
مسایل مختلف داخلی افغانستان نشده است چگونه می تواند به تدوین سیاست ملی در سیاست
خارجی خود وبخصوص دررابطه با پاکستان برسرموضوع
پشتونستان و خط دیورند بپردازد؟ آنچه
که درطول دوره های حاکمیت مؤقت، انتقالی وانتخابی از تدویر لویه جرگه ها تا تدوین
وتصویب قانون اساسی، برگزاری انتخابات پارلمانی وریاست جمهوری وتحولات بعدی رخ داد
ضعف ونبود سیاست ملی را برملا کرد. به یقین میتوان گفت که مشاور رئیس جمهور کرزی
درامور بین المللی بیشتر ازهرکس دیگر نادرستی
وحتی نبود یک سیاست مدون ملی دولت را درابعاد مختلف حیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی،
نظامی وغیره درکشور درک میکند وبه خوبی می بیندکه عناصر قومگرا و تمامیت خواه
چگونه برگرده های رئیس جمهور سوار اند. درحالیکه
او مشروعیت نیروهای خارجی را درافغانستان به تائید شورای امنیت ملل متحد و پذیرش
اجتماعی مردم افغانستان با توجه به نظرخواهی های اخیر(نظرخواهی مؤسسات امریکایی)
ارتباط می دهد اما از تذکر و ضرورت تدوین یک سیاست ملی دولت افغانستان دراین مورد
خود داری میکند. مگر قانونمند ساختن حضور نیروهای خارجی در کشور، پاسخگویی آنها از
آنچه که دربرابر مردم افغانستان و درخاک
افغانستان انجام می دهند دربرابر دولت وقانون کشورما نمی تواند بخشی مهمی ازسیاست
ملی دولت محسوب شود؟ وقتی دربگرام ،
درداخل خاک کشور ما و در حضور دولت مشروع و
رئیس جمهورمنتخب ما گونتانامای دیگری ایجاد می شود که درتناقض با سیاست ملی
وحاکمیت ملی ما است چگونه می توان ادعا کرد که رئیس جمهور و دولت ما در بخشی از
سیاست خارجی خود در رابطه با پاکستان سیاست ملی را تدوین می کند؟
شاید سیاست
خشم وهوشداراخیر رئیس جمهور کرزی دربرابرپاکستان که مشاور بین المللی اش آنرا تدوین
سیاست ملی تلقی میدارد ناشی از باوربه همراهی وهمکاری قاطعانه امریکایی ها وجامعه
بین المللی با این سیاست باشد. آنگونه که دربرخی تحلیل ها وارزیابی ها ارایه لیست
150 نفراعضای طالبان به دولت پاکستان کارمشترک اطلاعاتی دولت افغانستان، امریکایی
ها ونیروهای اروپایی وانمود می شود وآنرا نشانه روشنی ازایستادگی امریکایی ها
وجامعه بین المللی درکنار افغانستان علیه دخالت اسلام آباد می پندارند. اما به
درستی این گمان وتحلیل باید بدیده شک وتردید نگرست. به خصوص وقتی که به خبرها
وگزارشاهای متناقض از موضع گیری واظهارات
آفتاب احمد شیرپاووزیرداخله پاکستان درمورد بررسی لیست ارائه شده توسط رئیس جمهور
کرزی به پاکستانیها برمی خوریم . روزنامه
"داون" چاپ اسلام آباد بعد از بازگشت
کرزی از پاکستان گزارش داد که وزیر داخله پاکستان مصروف بررسی لیست ارایه
شده دولت افغانستان است اما بعداً شیرپاو وزیر داخله ازبررسی چنین لیستی انکارکرد.
این امر به نحوی حاکی از بی اعتنایی دولت
پاکستان درمورد بررسی لیستی ازافراد پناه گرفته طالبان به خاک پاکستان است که بخشی
مهمی ازانگیزه وهدف سفر حامد کرزی را به پاکستان تشکیل میداد. چنین بی اعتنایی
نشان میدهد که هنوز امریکایی ها فشار جدی ولازم را به پاکستان دوست ومتحد
استراتژیک خویش دردوران جنگ سرد وارد نکرده اند. وبه نظرمیرسد که امریکایی ها
تصمیم واراده جدی برای کوتاه کردن دست پاکستان ازبازی وسیاست دوگانه درمورد
افغانستان ندارند. اظهارات فرمانده امریکایی در افغانستان پس از باز گشت رئیس
جمهورکرزی به کابل مبنی برتشدید حملات طالبان در ماه های آینده شک گفته شده را
مضاعف می کند. ژنزال کارایکنبری فرمانده نیروهای نظامی امریکا درجنگ علیه طالبان
بروز بیست و دوم فبروری 2006 در بگرام
ازاحتمال افزایش حملات طالبان درآینده سخن گفت وبرای مقابله با این حملات به ایجاد
همنوایی واعتماد میان پاکستان وافغانستان تأکید کرد. اما او نگفت که این همنوایی
واعتماد میان افغانستان وپاکستان چگونه بوجود می آید؟ ریشه های این بی اعتمادی وناهمنوایی درکجا است
وچگونه می توان این ریشه ها را برکند؟
باوجود ابهام
سیاست امریکایی ها درجلوگیری ازبازی دوگانه پاکستان وقطع دخالت های آن درافغانستان
به نظر میرسد که حلقه ها وعناصر قومگرا دردولت افغانستان درصددآن اند تا ازحمایت
نظامی وغیرنظامی امریکا بگونه دیگری استفاده کنند. شاید برای آنها حمایت گسترده
وهمه جانبه ایالات متحده امریکا ازدولت افغانستان به رهبری حامد کرزی یک فرصت
طلایی باشد تا ازآن در"ایجاد پشتونستان سرراسته" بهره گیری شود. درحالیکه
مرحوم سردارمحمد داود یکی ازهواداران این سیاست سالهای طولانی دردسترسی به چنین
فرصتی تلاش نا فرجامی انجام داد وامریکایی ها حتی ازفروش اسلحه خود به حکومت او و
پسر کاکایش خودداری کردند. اکنون وضعیت
شکل دیگری به خود گرفته است وامریکایی ها با سلاح خود درافغانستان برای استحکام
قدرت دولت آقای کرزی حضوردارند. بسیار ممکن است
که عناصر قومگرا درداخل حاکمیت،
رئیس جمهور را دراستفاده ازاین وضعیت برای "ایجاد پشتونستان سرراسته" وسواس
و تحریک کنند. گفته می شود که حتی برخی
ازعناصر مهم و قدرتمند در داخل دولت از
توزیع تذکره تابعیت افغانستان به تمام پشتونهای آنسوی دیورند سخن گفته اند. اظهارات
اخیر کرزی درمورد توان تاریخی افغانستان دربازی با کارت قومی علیه پاکستان، تردید
او برتمدید سیم خاردار درمرز های دوکشور با این عنوان که چنین کاری به جدایی
خانواده ها می انجامد، گرمی فزاینده
روابط او با ناسیونالیست های پشتون
در پاکستان و مسایلی ازاین قبیل همه نشانه
هایی از اثر گزاری های آن وسواس بروی رئیس جمهورکرزی محسوب می شوند. و یا ممکن است رئیس جمهوراین سیاست را درجلب حمایت وهمراهی پشتونهای آن سوی دیورند
برای جلوگیری از نفوذ خرابکاران و جنگجویان طالب و القاعده درپیش گرفته باشد.
صرف
نظرازاینکه درپشت سراین سیاست ها و موضع گیریها چه انگیزه واهدافی نهفته است و تا
چه حدی طراحان ودست اندرکاران آن رابه این اهداف نزدیک میسازد، آنچه که درشرایط
کنونی اولویت و ارجحیت دارد ایجاد صلح و ثبات دایمی
و تکمیل پروسه تشکیل ملت - دولت درافغانستان است. این پروسه را نمی توان با
ایجاد " پشتونستان سرچپه ویا سرراسته"
تکمیل کرد. گام گذاشتن درجهت سیاست
ملی آن است که دولت افغانستان در شرایط موجود
و با استفاده ازرفاقت و حمایت امریکایی
ها و اروپایی ها با
خود، پرونده پشتونستان سازی سرچپه و سرراسته را با پاکستان برای یکبار وهمیشه
درجهت مصالح و منافع ملی کشورببندد. نگهداشتن این شمشیر دوسره و استفاده از آن
بصورت چپه و راسته در کابل واسلام آباد عامل
دایمی محرومیت افغانستان از صلح و ثبات
مطمئن و تکمیل روند ملت -
دولت خواهد شد. اگر برای این سیاست ، غیر قابل قبول بودن جدایی میان خانواده ها در دو طرف دیورند یک انگیزه واستدلال عمده محسوب
شود فراموش نباید کرد که افغانستان با توطئه و دسایس استعمار بصورت غیرطبیعی از
چنین جدایی ها تشکیل شده است. این جدایی نه تنها پشتونها بلکه تاجک ها، ازبک ها،
بلوچ ها ، ترکمن ها وغیره اقوام را نیز دربرمی گیرد. دراین تنوع قومی نه سیاست قوم
گرایی وبازی با کارت قومی بلکه سیاست ملی، تفکر ملی وآجندای ملی مورد نیاز و
کارساز است.