VATANDAR.COM

امنيت رواني چيست؟

 

امنيت رواني، زير مجموعه‌ي گستره‌اي وسيع‌تر يعني امنيت جامع انساني، محسوب مي‌شود كه در بردارنده‌ي حقوق و امنيت فردي، مالي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي است، امنيت جامع انساني در صورتي قابل تحقق است كه مفهوم امنيت از محدوده‌ي مرز و سرزمين به امنيت انساني سوق پيدا كند.
امنيت جامع انساني، خود داراي دو بُعد مي‌باشد: بعد حداقلي (كفاف)، كه در آن آحاد جامعه قادر به تأمين و تضمين معيشت و بقا و امنيت خود مي‌باشند، و بعد ارتقايي (رفاه) كه در آن مردم قادرند از احساس مثبت و آسايش در زندگي مادي و امنيت رواني - اجتماعي برخوردار باشند.
وجود يا عدم وجود امنيت رواني در جامعه، معلول عوامل كلان، ميانه و خرد در سطح جامعه است. در سطح كلان، امنيت رواني هنگامي حاصل مي‌شود كه تمام شهروندان درجاتي از بهبود اجتماعي را تجربه كنند و حقوق قومي، عقيدتي و فرهنگي آنان تضمين شده باشد و تأمين و حمايت اجتماعي و دسترسي به خدمات آموزشي، رفاهي، مشاركت اجتماعي و "حقوق شهروندي كامل" براي كليه‌ي اعضاي جامعه در فضاي خالي از تبعيض قابل حصول باشد. "حقوق شهروندي كامل" كه توسط تي. اچ. مارشال در 1973، شرح و بسط داده شد، شامل حقوقي است كه امروزه در اغلب كشورها آن‌را بديهي مي‌دانند،1| ‌اما به دست آوردن آن‌ها زماني دراز طول كشيد و هنوز در همه‌ي كشورها به رسميت شناخته نشده است. حقوقي شهروندي كامل شامل موارد زير است و تحقق آن‌ها در سطح كلان جامعه، موجب امنيت رواني براي شهروندان و آحاد جامعه مي‌گردد:
1- حقوق مدني
2 - حقوق سياسي
3 - حقوق اجتماعي
حقوق مدني شامل آزادي افراد براي زندگي در هر جايي كه انتخاب مي‌كنند، آزادي بيان و مذهب، حق مالكيت و حق دادرسي يكسان براي همگان در برابر قانون است، اين حقوق در بيش‌تر كشورهاي اروپايي تا اوايل قرن نوزدهم به‌طور كامل برقرار نگرديده بود، حتي در جاهايي كه اين حقوق به‌طور كامل و كلي كسب گرديد، برخي گروه‌ها مانند سياه پوستان از آن مستثني گرديده بودند. دومين نوع حقوق شهروندي حقوق سياسي است، از جمله حقوق سياسي، شركت در انتخابات و امكان انتخاب شدن است، اين حقوق نيز به آساني بهدست نيامد و در آغاز به عده‌اي محدود منحصر گرديد كه داراي مالكيت و ثروت بودند و زنان و اكثريت مردان از حق راي محروم بودند، حق راي همگاني براي مردان در سال‌هاي نخست قرن بيستم به‌دست آمد، زنان براي به‌دست آوردن حق راي مدت بيش‌تري را منتظر ماندند و در نتيجه‌ي مبارزات جنبش‌هاي زنان در طي جنگ‌هاي جهاني و پس از آن، اين حق را به‌دست آوردند ولي هنوز هم كشورهايي هستند كه زنان را از اين حق محروم ساخته‌اند، بي‌جهت نيست كه يكي از شاخص‌هاي شهروندي كامل و امنيت جامع انساني را دستيابي زنان به حقوق خود در جوامع مي‌دانند و معتقدند علاوه بر حقوق سياسي، جامعه‌اي كه در آن زنان از امنيت رواني مناسبي برخوردار نيستند، فاقد امنيت رواني تلقي مي‌شود.
سومين نوع حقوق شهروندي حقوق اجتماعي است، اين حق كه مؤخرتر از حقوق سابق است به حق طبيعي هر فرد براي بهره‌مند شدن از حداقل استاندارد رفاه اقتصادي و امنيت مربوط مي‌شود، اين حقوق شامل حقوقي مانند دسترسي به تسهيلات بهداشتي و درماني، تأمين اجتماعي، حقوق ايام بيكاري و تعيين دستمزد مشخص مي‌باشد، نام ديگر حقوق اجتماعي خدمات رفاهي مي‌باشد. حقوق مدني و حقوق سياسي اساس دستيابي به حقوق اجتماعي بوده است، گسترش حقوق اجتماعي به دولت رفاه منجر گرديده است و براي كساني كه به هردليلي نتوانند زندگي خود را به قدر كافي تأمين كنند از جمله بيكاران، بيماران، از كار افتادگان، و سالمندان، زنان سرپرست خانواده، معلولين و ... خدمات و تسهيلات و مزايايي در نظر گرفته مي‌شود تا بتوانند مانند ساير مردم به زندگي خود ادامه دهند. در چنين كشورهايي امنيت رواني از نظر اشتغال، سرپناه و حداقل‌هاي در خور شأن افراد براي اكثريت جامعه فراهم است و استرس از دست دادن شغل و بيكار ماندن و محروميت از امكانات و مواهب زندگي به شدت كاهش يافته است و در سطح كلان، امنيت رواني حاصل آمده است و نوع نگاه به آن با ساير كشورها فرق دارد؛ مثلاً در مورد اشتغال، نوع شغل و دستيابي به شغل بهتر براي مردم مطرح است، در حالي‌كه در ديگر كشورها دستيابي به شغل و رهايي از بيكاري مد نظر است.
در سطح ميانه بايد به نهادهاي اجتماعي براي دستيابي به امنيت رواني توجه ورزيد. در خانواده‌هايي كه در آن‌ها ساخت منسجمي وجود ندارد، امنيت رواني خدشه برمي‌دارد و آسيب‌هاي جسمي -رواني و عقده‌هاي رواني شكل مي‌گيرد، خانواده و كانون‌هاي آموزشي مهم‌ترين عامل رشد و بالندگي رفتار و سامانه‌ي زيستي - رواني انسان‌ها مي‌باشند. راز اثر بخشي خانواده در ايجاد امنيت رواني را بايد در نحوه‌ي ارتباط آن جست‌و‌جو كرد. معجزه‌ي تربيت، موقعي تحقق مي‌يابد كه نحوه‌ي ارايه‌ي پيام محبت و شادي و پيام عدالت و انضباط از تعادل و تناسب برخوردار باشد؛ از نظر حقوق بشر، همچنان‌كه براي هر فرد در جامعه حقوقي وجود دارد، در درون خانواده و كانون‌هاي آموزشي نيز حقوق بشر بستري دارد و بايد همچنان‌كه براي تحقق حقوق بشر، در سطح جامعه تلاش مي‌شود، در جهت استقرار حقوق بشر در درون خانواده و كانون‌هاي آموزشي كوشش كرد.
در سطح خُرد هم بايد به شخصيت فرد و عوامل روان‌شناختي مؤثر بر پديده‌ي امنيت رواني توجه داشت، اعتماد به‌نفس، عزت نفس، شناخت توانايي‌ها و محدوديت‌هاي شخصي، مهارت سازگاري و مقابله و حل مسأله و نظاير آن در پيدايش امنيت رواني در سطح خرد، نقش اساسي ايفا مي‌كند.

 

 


عواقب عدم امنيت رواني در جامعه


برخورداري از امنيت رواني پايدار در گرو تعامل مناسب در سطح كلان، ميانه و خرد مي‌باشد و در راس نيازهاي انساني قرار دارد كه تحت عنوان سلسله مراتب نيازها (فرلو 1970 - 1954) مطرح مي‌باشد، ناامني و عدم احساس امنيت رواني، علاوه بر ايجاد ناهنجاري‌هاي رفتاري و سلب امنيت اجتماعي. از نظر اقتصادي در مظاهر آن همچون عدم سرمايه‌گذاري خارجي و فرار سرمايه‌هاي انساني و مادي نمود پيدا مي‌كند و نشانگر آن است كه امنيت شغلي، امنيت جاني و امنيت اجتماعي كه بنياد رضايت براي صاحبان فكر و علم و سرمايه است مورد تعرض قرار مي‌گيرد، آسيب‌شناسي نخبه‌گريزي در ايران امروز نيز متأثر از عدم امنيت رواني مي‌باشد، چنان‌كه از 125 نفر دانش‌آموزي كه در سه سال گذشته در المپيادهاي جهاني رتبه كسب كرده‌اند، 90 نفر آن‌ها هم‌اكنون در دانشگاه‌هاي ديگر كشورها تحصيل مي‌كنند و طبق آمار صندوق بين‌المللي پول، سالانه بين 150 تا 180 هزار نفر از ايرانيان تحصيل‌كرده براي خروج از ايران اقدام مي‌كنند و از اين نظر ايران در بين كشورهاي توسعه نيافته و در حال توسعه‌ي جهان، مقام اول را كسب نموده است.2|
در دنياي امروز، سرمايه‌ي كشورها فقط معادن و نفت نيست، توسعه در گرو حفظ سرمايه و ارتقاي سرمايه‌ي انساني است، هم‌اكنون بيش از 20 ميليون جوان ايراني در رده‌ي 15 تا 29 سال با دلهره و اضطراب چشم به آينده دوخته‌اند و اين انتظار، آن‌ها را در معرض انواع اختلالات و آسيب‌هاي رواني اجتماعي قرار داده است، نبود كار مناسب، بيكاري فزاينده در سطح كشور، عدم امنيت شغلي، كنكور، وجود فقر و تبعيض در جامعه و ناامني‌هاي اجتماعي از مهم‌ترين عوامل مؤثر بر فقدان امنيت رواني در ميان جوانان است،3| ‌بي‌جهت نيست كه بيش از 28 درصد جامعه (قريب به 3/1 جمعيت) از اختلالات اعصاب و روان رنج مي‌برند و نسبت به آينده به‌شدت بدبين هستند و احساس عدم امنيت رواني دارند. عوامل نامساعد اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، در بروز و ظهور بيماري‌هاي رواني بسيار مؤثرند. وقتي افراد به‌طور مداوم شكست را تجربه كنند و پيوسته در كمبود و مضيقه باشند، علاوه بر احساس عدم امنيت رواني، مسلماً در معرض انواع بيماري‌هاي رواني خواهند بود، زيرا وقتي تعداد زيادي از موقعيت‌هاي استرس‌زا در زمان كوتاه اتفاق بيفتد، براي امنيت و بهداشت رواني پيامدهاي نامساعد خواهد داشت و هنگامي كه از توان سازگاري فرد فراتر رود به‌صورت بيماري‌هاي جسمي - رواني و اختلالات رواني بروز پيدا مي‌كند.

 

 


راه‌هاي برون رفت


در سطح كلان، بايد به محفوظ بودن جان، مال، انديشه، حريم شخصي و تأمين آزادي و دموكراسي، مشاركت و حقوق مساوي شهروندي، به دور از هرگونه تبعيض و تقسيم‌بندي جامعه به خودي و غير خودي اقدام ورزيد و امنيت جامع انساني در همه‌ي ابعاد آن را محقق ساخت و نشان و منزلت انساني و حقوق بشري همه‌ي شهروندان را محترم شمرد، تا آنان خود را جزيي از جامعه محسوب كنند و نسبت به آن تعلق خاطر ورزند و سرمايه‌ي انساني و اجتماعي جامعه را در سايه‌ي احساس امنيت رواني و اعتماد و مشاركت خود ارتقا دهند، سرمايه‌ي انساني هم ابزار توسعه است و هم هدف توسعه و بدون توجه به امنيت رواني انسان‌ها در سطح كلان، هيچ‌گونه توسعه‌اي ميسر نخواهد بود.
در سطح ميانه، بهينه‌سازي نهادهاي مؤثر در ايجاد امنيت رواني از جمله نهادهاي آموزشي و اصلاح تقليدگرايي، علم ناباوري و جايگزين كردن مهارت‌هاي رواني اجتماعي كاربردي به جاي آموزش‌هاي اسارت‌آميز، كسالت‌آور و غيركاراي كنوني، آموزش مهارت‌هاي فرزندپروري به والدين و برقراري سيستم مشاوره و راهنمايي براي پيش‌گيري از بيش‌تيماري، فرزندسالاري و يا استبداد در خانواده‌ها و آموزش و استقرار حقوق كودك و نوجوان و برآورده ساختن حقوق بشر و شهروندي تمام‌عيار در خانواده‌ها و كانون‌هاي آموزشي و نهادهاي اجتماعي و پيشگيري از كودك آزاري و الگوهاي نادرست تعامل با فرزندان، از جمله راهكارهاي برون‌رفت از پيدايش عدم امنيت رواني در سطح ميانه است.
در سطح خرد و فردي براي برقراري امنيت رواني، تعليم عملي مهارت‌هاي زيستن و همزيستن (مهارت‌هاي زندگي اجتماعي)، توانمند‌سازي فردي براي حل مسايل و تصميم‌گيري و مقابله‌ي مناسب با مشكلات، تحكيم و جايگزيني افكار مثبت و خوش‌بيني به آينده، تقويت منبع كنترل دروني، توانايي اجتماعي شدن، حمايت و تأمين اقتصادي و مالي، از جمله مواردي است كه مي‌تواند به استقرار توسعه‌ي امنيت رواني در بعد فردي منجر شود. بديهي است افرادي كه داراي امنيت پايدار رواني باشند، در سطح اجتماع بيش از هميشه خواهند توانست اعتمادپذيري و مشاركت را توسعه دهند و موجب شكوفايي سرمايه‌ي اجتماعي شوند و در نتيجه رونق اجتماعي و امنيت سرزميني را فراهم آورند.
ما ايرانيان از ديرباز در جوامع بسته، استبدادي يا تحت سلطه زيسته‌ايم و به‌دليل عدم اعتماد به يكديگر و فقدان مشاركت، سرمايه‌ي اجتماعي نيندوخته‌ايم، به‌خصوص در دهه‌هاي اخير صرفاً به مدد منابع زير زميني خود زيسته‌ايم. امروزه شاخص توسعه يافتگي از منابع زير زميني به منابع روي زميني يعني انسان‌ها جهت يافته است. براي تحقق سرمايه‌ي انساني بايد امنيت رواني پايدار را كه پيش‌شرط هرگونه اعتماد و مشاركت است محقق نمود تا بتوان سرمايه‌ي اجتماعي و رونق اقتصادي، استقلال و تماميت ارضي را حفظ نمود.
تاريخ بشر نشان مي‌دهد كه بر سر انسان چه بلاهايي را مي‌توان آورد و چه بلاهايي را نمي‌توان. اگر انسان تا بي‌نهايت آسيب‌پذير و نرم بود، از انقلاب‌هاي تاريخ نشاني نداشتيم و از دگرگوني سراغي نبود، زيرا يك فرهنگ، مي‌توانست باتسليم بدون مقاومت انسان در برابر انگاره‌هاي موجود به پيروزي برسد. اما انسان درحالي‌كه تا اندازه‌اي آسيب‌پذير است، هميشه در برابر شرايطي كه موازنه‌ي بين نظم اجتماعي و نيازهاي انساني را به‌طور وحشتناك و غيرقابل‌تحملي بر هم زده است، با اعتراض واكنش نشان داده است. تلاش براي كاهش اين عدم توازن و نياز به برقرارساختن راه‌هاي قابل قبول‌تر و دلخواه‌تر هسته‌ي اصلي ديناميسم تحول انسان در طي تاريخ بوده است. اعتراض انسان فقط به علت ناراحتي‌هاي مادي نبوده است بلكه نيازهاي انساني از جمله نياز به امنيت رواني نيز از علل عمده‌ي آن بوده است.4| ‌يكي از مهم‌ترين وجوه امنيت رواني كه امروزه در جوامع مطرح مي‌باشد ارتباط آن با دموكراسي است، به‌ويژه با موضوعات جديدي كه در مورد جوهره‌ي دموكراسي مطرح است و از امكان انتخاب شدن و انتخاب كردن و "حق خواستن"، مرز خود را گسترش داده و به مرزهاي "حق نخواستن" گام نهاده است و دموكراسي فقط به حوزه‌ي سياسي محدود نمي‌شود بلكه به حوزه‌هاي ديگر زندگي نيز گسترش مي‌يابد و امنيت رواني - اجتماعي براي آحاد جامعه فراهم مي‌آيد و امنيت جامع انساني تحقق مي‌پذيرد.


منابع:
1- گيدنز، آنتوني. جامعه‌شناسي؛ ترجمه‌ي منوچهر صبوري، 1373، نشر ني، تهران
2- هفته‌نامه‌ي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي شماره‌ي 30، 1383
3- ايسنا، خبر‌گزاري جامعه‌ي جوانان ايران، چهارشنبه 14 بهمن 1382
4- فروم، اريك. انقلاب اميد؛ ترجمه‌ي مجيد روشنگر، 1357، مرواريد، تهران

دكتر نعمت بابايي
داراي درجه‌ي دكتري و تخصص بهداشت جامعه