VATANDAR.COM

 

طرح خاورميانه‌اي آمريكا

 

 

طرح موسوم به "خاورميانه‌ي بزرگ" كه توسط كارشناسان سازمان پژوهشي آمريكا تدوين و مورد تاييد دولت آن كشور قرار گرفته، در برگيرنده‌ي ابعاد و اهداف سياسي، اقتصادي و فرهنگي اجتماعي در قبال كشورهاي خاورميانه به ويژه كشورهاي عربي اين منطقه است. گفته شده كه آمار و ارقام ياد شده در اين طرح مبتني بر گزارش ارايه شده توسط كارشناسان و صاحب نظران عرب است كه در گزارش توسعه انساني سال 2003 ميلادي سازمان ملل مورد استناد قرار گرفته است.دولت آمريكا براي هم‌سو كردن 8 كشور صنعتي با خود در تلاش مي‌باشد كه تا حدودي موفق شده است. و دولت بوش پس از مواجهه با انتقادهاي نسبت داده شده به اين طرح با ايجاد تغييراتي در آن تلاش كرده اصلاحات مردم سالاري را در كشورهاي خاورميانه ترويج كند. دولت بوش سعي كرده است طرح مزبور، مورد پسند متحدان عرب و اروپايي قرار گيرد. و اما اين طرح اصلاح شده شامل 5 قسمت اصلي است كه عبارت است از: يك برنامه سوادآموزي، طرح براي ارايه‌ي وام‌هاي اندك، ايجاد يك بانك توسعه‌ي منطقه‌اي براي اجراي طرح‌هاي بزرگ، ايجاد بنياد مردم سالاري به منظور انتقال پول براي اجراي طرح‌هاي اصلاحاتي و ادامه‌ي گفت‌و‌گوهاي اعضاي گروه 8 با مردم منطقه در خصوص اصلاحات اقتصادي و سياسي.
در سند جديد، ايالات متحده براي اين‌كه نشان دهد واشنگتن قصد ندارد اصلاحات را تحميل كند بلكه مي‌خواهد يك تلاش بين‌المللي را براي كمك به جنبش‌هاي اصلاح‌طلب منطقه به راه بياندازد، از عباراتي كه در حمايت از اصلاحات در كنفرانس‌هاي اخير در منطقه مطرح شده استفاده كرده. اكثر اظهار نظرهايي كه در منطقه درباره‌ي امريكا صورت مي‌گيرد يا خصمانه و يا حاوي شك و ترديد است به‌طوري كه يك مقام آمريكايي اعتراف كرده است در حالي كه دولت منتظر دريافت علامت مثبت است، احتمالاً علامتي كاملاً متفاوت دريافت كند.

مقدمه:
نو محافظه‌كاران مستقر در كاخ سفيد در دوران زمامداري بوش پسر با تفسير هانتينگتوني از نظام بين‌المللي، 11 سپتامبر را نماد آغاز نبرد تمدن اسلام با تمدن غرب مسيحي به شمار آوردند و خواستار اين شدند كه سياست خارجي آمريكا در چارچوب تئوريك ابداعي فوكوياما و هانتيگتون با جهان شمول كردن ارزش‌هاي ليبرالي،تمدن متخاصم يعني "اسلام" را منكوب و سركوب كنند. ايالات متحده در راستاي جهاني كردن ليبراليزم و به حداقل رسانيدن منابع تهديد عليه امنيت ملي خود طرح‌هايي را براي كاهش زمينه‌هاي بنيادگرايي و نفرت از آمريكا در منطقه ارايه نمود تا بر پايه‌ي اين طرح‌ها علاوه بر خشك شدن ريشه‌هاي بنيادگرايي و تروريسم اسلامي به زعم استراتژيست‌هاي آمريكايي، زير ساخت‌هاي لازم براي استقرار و تثبيت دموكراسي ليبرال در منطقه پديد آيد و با تمسك به آن از برخورد خرد كننده‌ي اسلام بنيادگرا با تمدن غرب جلوگيري به عمل آيد. چه در اين صورت مواجهه‌اي تمام عيار با تمدني كه بيش از 1/5 جمعيت و 80 درصد انرژي جهان را دارا است در راه است و فرآيند هژمونيك شدن آمريكا و ارزش‌هايش را با مخاطره روبه‌رو خواهد كرد.
سياست كلي آمريكا در قبال كشورهاي منطقه‌ي خاورميانه سياستي ساده و روشن بود و هيچ‌چيزي جز همان روش پراگماتيكي يا منفعت‌طلبي سنتي، آن را پيش نمي‌برد. در آن دوره‌ها، خاورميانه در كل مورد توجه آمريكا قرار نمي‌گرفت مگر به‌خاطر دو منفعت اساسي و مستقيم، يكي واردات نفتي و ديگري پشتيباني از امنيت اسرائيل.
)  1)
اما پس از حوادث 11 سپتامبر و پيامدهاي آن، يك تحول نوعي و حتي ترسناك در نظر بسياري از سياستمداران آمريكايي پديد آمد. يعني آن‌چه در حاشيه بود را به كانون توجه آنان منتقل كرده و آن‌چه را كه روزگاري در چارچوب جزييات قرار مي‌گرفت امروز به صورت‌اولويت‌هاي حتمي آنان درآورده است.
) 2)
در همين راستا بود كه آمريكا، از سياست‌هاي خود تحت عنوان "مبارزه با تروريسم و افراط‌گرايي" پرده برداشت و به طور همزمان در افغانستان و عراق از زور استفاده كرد و در همان حال پرونده‌ي بازرسي‌هاي اتمي را گشود و با طرح پاول، دموكراسي را پيشنهاد كرد. طرحي كه اگرچه با او شروع شد، اما اينك به طرح "خاورميانه‌ي بزرگ" ختم شده است. اگر آمريكا در مراحل نخست استراتژي خود به صورت يك جانبه يا با همكاري بعضي از هم پيمانانش عمل كرد، اما در طرح اخير، قرار است با همكاري كشورهاي هشت‌گانه (يعني كل اروپا) پيش برود و براي نخستين بار مي‌خواهد پيمان ناتو (كه بزرگ‌ترين چتر دفاعي نظامي است) را به عنوان بازوي اجرايي اين طرح به‌كار گيرد تا به يك قدرت ناظر بين‌المللي تبديل شود و در بحران‌هاي سياسي و منطقه‌اي كه ممكن است در آينده پديد آيد توان دخالت سريع داشته باشد. محور اساسي طرح "خاورميانه‌ي بزرگ" بر دو نكته استوار است: يكي پيشبرد روند اصلاحات و دموكراسي در منطقه و ديگري دخالت قطعي براي حل و فصل درگيري‌هاي اعراب و اسرائيل، كه در جاي خود و در طول نيم قرن گذشته، اصلي‌ترين منبع تنش و خشونت و عدم ثبات بوده و هيچ‌كدام از پيشنهادات سياسي، تلاش‌هاي ديپلماتيك و ميانجي‌گري‌هاي بين‌المللي و منطقه‌اي چه در گذشته و چه حال و آينده، قادر به حل وفصل اين بحران نبوده و نخواهد بود. به طور كلي طرح خاورميانه بزرگ از سوي آمريكا سه هدف بزرگ دارد:
)1 منطقه به سوي دموكراسي و حكومت‌هاي شايسته ترغيب شود.
)2 جامعه‌اي فرهيخته تاسيس گردد.
)3 فرصت‌هاي اقتصادي توسعه يابد.
طرح "خاورمينه‌ي بزرگ" ماحصل تمام چكاچك‌هاي جنگي، دست به دست شدن مناطق جغرافيايي و نهايتاً به ساحل امن رسيدن "پروسه‌‌ي جهاني" شدن است كه ديگر هيچ‌گونه "عمل خلاف حقوق مدني و مذهبي جمعيت‌ها" را نه درقالب "صهيونيزم" و نه در قالب "القاعده" پذيرا نخواهد بود.
)3) بقا و استمرار حياتي سبز در سرتاسر كره‌ي خاكي "حقوق مدني" و "تكثر مذهبي" با اتكا به دموكراسي اين آخرين دست آورد پذيرفته شده از "تعامل اجتماعي" را انتخاب، اجرا و محقق خواهد گردانيد.
طرح خاورميانه‌ي بزرگ با تلفيقي از عناصر و مفاد طرح پاول معروف به ابتكار مشاركت ايالات متحده در "خاورميانه‌ي بزرگ
)4)" ‌و نيز طرح جرج بوش با نام" استراتژي براي آزادي در خاورميانه)4)" "خاورميانه‌ي بزرگ )5)" ‌چالشي و در عين حال فرصتي بي‌نظير براي جامعه‌ي جهاني است.
كاستي‌هاي سه‌گانه‌اي كه نويسندگان عرب گزارش توسعه انساني سازمان ملل متحد طي سال‌هاي 2002 و2003 يادآور شده‌اند
)6) ‌يعني فقدان آزادي، سطح نازل دانش و جايگاه نامناسب زنان در كشورهاي خاورميانه، مي‌تواند منجر به عواقبي شود كه حتي منافع ملي هر يك از كشورهاي عضو گروه هشت را نيز تهديد كند. مادام كه تعداد افراد محروم از حقوق سياسي و اجتماعي و اقتصادي از خاورميانه زياد باشد شاهد افزايش روند افراط‌گرايي و تروريسم و جرايم بين‌المللي و مهاجرت غيرقانوني خواهيم بود.
"پاول" در دكترين خود به فقدان زير ساخت‌هاي لازم براي استقرار دموكراسي در منطقه پرداخته و با اشاره به مسوِليت جهاني ايالات متحده در خلق و ايجاد شرايط لازم براي تشديد فرآيند دموكراتيزاسيون در منطقه از تخصيص يك ميليارد دلار بودجه براي فراهم آوردن زمينه‌ي اجتماعي فرهنگي دموكراسي به منظور نيل به خاورميانه‌ي آزاد و مدرن خبر داده بود
)7)
طرح خاورميانه‌ي بزرگ در صدد است با بحران‌هايي كه ماهيتاً مي‌تواند ابعاد فرامرزي و فرامنطقه‌اي داشته باشد و منافع حياتي ايالات متحده‌ي آمريكا را با تهديد مواجه كند، مهار نمايد. اين مهار با اصلاحات در حوزه‌هاي چندگانه سياسي، فرهنگي، اقتصادي و با بهره‌گيري توامان از ابزارهاي ديپلماتيك، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و حتي نظامي و تغيير رژيم در واداشتن حاكمان منطقه به تن دادن به اصلاحات طرح مزبور را تحقق خواهد بخشيد.

اصلاح ساختار سياسي:
از ديد استراتژيست‌هاي آمريكايي ساختارهاي سياسي حاكم در منطقه بسيار عقب افتاده است. اين ساختارها توانايي پاسخ‌گويي به تقاضاهاي دموكراتيك مردم تحت حاكميت خود را ندارند، در صورت تداوم اين وضعيت و فربه شدن خواسته‌هاي مردم پشت ورودي‌هاي مسدود يا محدود نظام سياسي، فروپاشي ساختارها در شكل خشونت‌آميز و انقلابي بسيار متحمل است و احتمال بر سر كار آمدن رژيم‌هاي انقلابي در اشكال جديد اقتدارگرايي، روند دموكراسي را سال‌ها به تعويق خواهد انداخت و از اين مسير منافع آمريكا را با مخاطره مواجه خواهد كرد. براي پيش‌گيري از اين مساله ايالات متحده مي‌بايست با گسترش سازمان‌هاي غير دولتي، رسانه‌هاي مستقل و منتقد، استقرار نهادهاي مدني، احزاب رسمي و نيز برنامه‌هايي براي مبارزه با فساد سياسي و اداري، توسعه‌ي نهادهاي نظارتي و بهبود كاركرد سازمان‌هاي قضايي، آموزش دموكراسي به نخبگان و نامزدهاي انتخاباتي براي پارلمان و ديگر مراكز انتخابي، دموكراسي واقعي و شفافيت را در اين منطقه به وجود آورد.

اصلاح ساختار فرهنگي:
منطقه به علت كاهش سرمايه‌گذاري دولت و افزايش داوطلبان به موازات فشارهاي جمعيتي از فقدان آموزش‌هاي اساسي رنج مي‌برد، كما اين‌كه اعتبارات فرهنگي لازم براي آموزش دختران و زنان نيز در دسترس نيست. كشورهاي گروه هشت مي‌توانند از طريق راهبردهايي آموزش‌هاي اسلامي را در منطقه گسترش بدهند، مثل اعطاي بورس، گسترش مدارس ابتدايي و دبيرستان و دانشگاه‌ها، انتشار كتاب‌هاي سودمند، مبارزه با بي‌سوادي، اصلاحات آموزشي، ايجاد مدارس علمي و اكتشافي كه اردن آغاز كرده، طرح تدريس رشته‌ي مديريت كه مي‌تواند كوتاه مدت و بلند مدت باشد (كه براي نمونه مي‌توان از موِسسه‌ي پول و اعتبار بحرين نام برد كه با چند دانشگاه آمريكايي در ارتباط است)، طرح آموزشي از طريق اينترنت (كه از جهت ارتباط با اينترنت، خاورميانه در پايين‌ترين سطح جهاني است كه اين مساله حتي بايد در روستاها و شهرها نيز گسترش يابد)، اين طرح در درجه‌ي اول بر كشورهاي خاورميانه تمركز دارد كه كم‌تر از كامپيوتر استفاده مي‌كنند.

اصلاح ساختار اقتصادي:
سيستم اقتصادي خاورميانه در وضعيت اسفناكي است. كه براي اصلاح اين وضع مي‌توان از طرح‌هاي توسعه‌ي اقتصادي و توسعه‌ي فرصت‌هاي اقتصادي نام برد كه پركردن شكاف اقتصادي بين كشورهاي خاورميانه و جهان معاصر احتياج به همان تحولي دارد كه تا حدودي در كشورهاي اروپاي شرقي كه در گذشته كمونيست بودند. اعمال شد همان طرح سرمايه‌گذاري براي رشد، اعطاي وام به پروژه‌هاي كوچك، ايجاد بانك توسعه خاورميانه‌ي بزرگ، ايجاد صندوق بين‌المللي پول خاورميانه‌ي بزرگ، تاسيس ساختارهايي سازماني كه از آزادسازي خدمات پولي پشتيباني كنند، نوسازي خدمات بانكي، طرح تجارت آزاد كه تبادل تجاري در بين كشورهاي خاورميانه را كه بسيار پايين است پشتيباني كند، پيوستن به سازمان تجارت جهاني و اجراي برنامه‌هايي براي تسهيل بازرگاني و... كه در اين راه شركت‌هاي آمريكايي براي سرمايه‌گذاري جدي در اين كشورها اقدام خواهند كرد.

موانع ساختاري استقرار دموكراسي
به طور كلي دموكراسي به عنوان يك متغير وابسته، متغيرهاي مستقل چندي را در بر دارد كه در صورت عدم وجود آن‌ها، نمي‌توان به خلق دموكراسي واقعي اميدوار بود. مهم‌ترين اين متغيرها به عنوان شرط لازم براي ايجاد دموكراسي عبارتند از: گستردگي طبقه‌ي متوسط، تنوع نقش‌ها و تفكيك ساختاري، تخصصي شدن، بالا بودن درجه‌ي‌ شهرنشيني، تحصيلات، وجود جامعه‌ي مدني نيرومند و وجود عنصر شخصيت دموكراتيك.
آن‌گونه كه استدلال مي‌شود گستردگي طبقه‌ي متوسط يكي از شاخص‌هاي استقرار دموكراسي در يك جامعه است. هر ملتي كه از كيفيت بهتر زندگي برخوردار باشد به همان نسبت از دموكراسي بيشتري برخوردار خواهد شد
) 8) ‌البته اين كيفيت بهتر زندگي مي‌بايست در ميان تمامي اقشار و طبقات به صو رت عادلانه توزيع شود.
از ديگر عوامل دموكراسي‌ساز تفكيك ساختاري و تنوع نقش‌ها در يك نظام سياسي است. تفكيك ساختاري به اين معنا است كه ساختارهاي متعدد و مختلف سياسي، اجتماعي و فرهنگي در يك نظام سياسي در روابطي افقي و فاقد گزاره‌هاي آمرانه تعريف شوند كه اين مساله در خاورميانه به صورت كامل وجود ندارد.
وجود شخصيت‌هاي دموكراتيك نيز به عنوان يكي از شاخص‌هاي دموكراسي به حالات رواني حاملان دموكراسي اشاره دارد. "هارولدلاسلول" ويژگي‌هاي شخصيت دموكراتيك را باز و اجتماعي بودن، توضيح ارزش‌ها و نيازهاي مورد درخواست ديگران، اعتماد به نيك سرشتي انسان‌ها و در نهايت رسوخ اين عنصر به ناخودآگاه فرد مي‌داند.
)  9)
با توجه به روابط متقابل ساختار و كارگزار مي‌توان گفت كه شخصيت دموكراتيك به ايجاد ساختارهاي دموكراتيك منجر مي‌شود. اين در حالي است كه وجود لايه‌هاي متضاد شخصيتي به عنوان مهم‌ترين موانع تكوين اجتماعات مستقل انساني در خاورميانه عمل كرده است.
هاناتينگتون مي‌گويد: دموكراسي در كشورهاي مسلمان و عرب مي‌تواند به معارض خود يعني تمدن غربي كمك كند. اين بسيار كم هزينه‌تر است و ديگر رژيم‌هاي غير دموكراتيك نمي‌توانند مانند قرون 18 و 19 در راستاي تامين منافع آمريكا و غرب باشند
)10)
اما رئوس برنامه‌هاي آمريكا براي استقرار دموكراسي آمريكايي در خاورميانه عبارتند از: (بازار آزاد، حقوق بشر، بركناري دولت‌هاي غيردموكراتيك و برپايي رژيم‌هاي پارلماني به شيوه‌ي‌دموكراسي ليبرال غرب يعني همان نتيجه‌ي بدل شيوه‌هاي به كار گرفته در اروپاي شرقي.) اين سياست مي‌گويد: "آمريكايي فكر كن آن‌گاه آمريكايي هستي" نقش رسانه‌هاي اعم از جرايد، راديو و تلويزيون در ترويج اين دموكراسي بسيار پر رنگ شده است.
ترغيب به دموكراسي و حكومت‌هاي شايسته، ديگر مورد اين طرح خاورميانه‌ي بزرگ مي‌باشد؛ كه از نظر سطح مشاركت در حكومت‌هاي مورد اشاره فاصله‌ي بزرگي بين كشورهاي عربي و ساير مناطق وجود دارد... اين كاستي در سطح آزادي توسعه‌ي انساني دو چندان است و يكي از جلوه‌هاي دردمندتر عقب‌ماندگي از نظر توسعه‌ي سياسي محسوب مي‌شود. در گزارش سال 2003 فريدوم هاس" اسرائيل را تنها كشور دموكرات و چهار كشور در خاورميانه را تنها تا حدودي آزاد مي‌داند. در اين گزارش "آزادي بيان و پاسخ‌گويي" در كشورهاي عربي در مقايسه با ساير كشورهاي جهان در پايين‌تر سطح قرار دارد. و در اين باره مي‌توان گفت كه جهت نفوذ با اين حربه وارد خاورميانه مي‌شود به طور رسمي اما در بحث بعدي كه طرح انتخابات آزاد است اعلام كرده‌اند كه طي دوره 2004 تا 2006 چند كشور خاورميانه‌ي بزرگ قصد دارند چند انتخابات را در سطوح رياست جمهوري، پارلمان و شوراهاي محلي برگزار كنند.
در اين طرح بيان شده كه كشورهاي گروه هشت مي‌توانند به كشورهاي حوزه‌ي خاورميانه‌ي بزرگ در مراحلي مثل‌ ارايه‌ي كمك‌هاي فني از طريق تبادل ديدارها به منظور نظارت بر انتخابات، ديدارهاي تبادل و آموزش در سطوح پارلماني، تشكيل موِسساتي ويژه براي آموزش رهبري به زنان كمك كنند و براي مشاركت زنان در حيات سياسي و اجتماعي كشورهاي گروه هشت مي‌توانند موِسساتي را به راه اندازند كه آموزش ويژه‌ي زناني را بر عهده بگيرند كه مايل به مشاركت در رقابت‌هاي انتخاباتي هستند يا قصد تاسيس و راه‌اندازي سازمان‌هاي غيردولتي را دارند، و اين براي نفوذ و رشد فرهنگ آمريكايي در كشورهاي خاورميانه خصوصاً بين زنان كه پرورش دهنده فرزندان هستند و بدين لحاظ به ريشه‌ها مي‌نگرند اهميت دارد.
طرح رسانه‌هاي مستقل، به راه انداختن برنامه‌هاي آموزش روزنامه‌نگاران مستقل، ارايه‌ي بورس‌هاي تحصيلي به دانشجويان براي اين‌كه بتوانند تحصيلات خود را در زمينه‌ي روزنامه‌نگاري در منطقه يا خارج از منطقه پي‌گيري كنند. مورد ديگر بحث كه جامعه‌ي مدني است به اين رهنمود كه نيروي پيش‌برنده‌ي يك اصلاحات واقعي در خاورميانه‌ي بزرگ بايد از داخل ناشي شود و نيز اين كه بهترين شيوه‌ها براي تشويق اصلاحات از طريق سازمان‌هاي انتخابي صورت مي‌گيرد، كه كشورهاي گروه 8 مستقيماً در سازمان‌هاي غير دولتي و فعال در حوزه‌ي دموكراسي و حقوق بشر و رسانه‌ها و...
سرنگون شدن دو رژيم ديكتاتوري عراق و افغانستان فرصتي استثنايي پيش‌روي كشورهاي عربي به وجود آورده تا رهبري جريان اصلاحات در كشورهاي خاورميانه را به‌دست گيرند. كشورهاي صنعتي غرب با دستور قرار دادن برنامه‌ي توسعه‌ي انساني سازمان ملل بايد براي اجراي اصلاحات در خاورميانه فعاليت جدي و موِثر داشته باشند.
از ديگر متغيرهاي مستقل به وجود جامعه‌ي مدني مستقل و قوي اشاره شد، جامعه‌ي مدني به عنوان قلمرويي از زندگي اجتماعي از مجموعه‌اي از شهروندان در قالب نهادها، موِسسات و جنبش‌ها به منظور كنترل قدرت دولت فعاليت مي‌كند.
)11)
جامعه‌ي مدني با اين تعريف شرط اساسي استقرار و تدام دموكراسي است.
نهادهاي اجتماعي متشكل از افرادي است كه با روحيه‌ي دموكراتيك آزاد، مستقل و مسوِول به نوعي اعتماد به نفس رواني رسيده‌اند. اين افراد در خاورميانه در نهايت تشكل‌سازي خود به سر مي‌بردند. در خاورميانه بنا بر پاره‌اي از ملاحظات، نهادهاي اجتماعي و مدني وجود دارند اما به علت فقدان تشكل‌هاي مستقل انساني داراي اعتماد به نفس، اكثر اين فعاليت‌ها تنها در سطح شكلي صورت گرفته است، گو اين‌كه دولت‌ها هيچ‌گاه حقي را براي اين نهادها به رسميت نشناخته و به راحتي به حريم آن‌ها تجاوز كرده و آن‌ها را تحت انقياد خود در آورده‌اند. ديك چني (معاون رئيس جمهور آمريكا) تصريح كرد كه خاورميانه منبع ايدئولوژي‌هاي به زعم وي- خشونت‌آميزي است كه مقابله با آن‌ها در سرچشمه يكي از مسوِوليت‌هاي خطير غرب و در راس آن آمريكا است. چني به قياس وضعيت اروپا پس از جنگ جهاني دوم و آشوب حاكم بر آن با وضعيت فعلي خاورميانه مي‌پردازد و چنين اظهار مي‌كند كه: شكل‌گيري دموكراسي در اروپا نقطه‌ي پايان اين آشوب‌ها بود و نتيجه مي‌گيرد برقراري دموكراسي در كشورهاي خاورميانه مي‌تواند دست‌آوردهاي مشابهي به همراه آورد.

نتيجه:
همان‌طور كه اشاره شد فقدان متغيرها و عوامل موِثر در ايجاد و تداوم دموكراسي در خاورميانه پروسه ي مزبور را به فرآيندي طولاني مدت، پرهزينه و سخت تبديل كرده است. حتي به فرض پذيرش اين امر كه ايالات متحده با ارايه‌ي طرح خاورميانه‌ي بزرگ در نظر دارد تا در پروسه‌اي بلند مدت، منطقه را بر اساس آموزه‌هاي ليبرال دموكراسي، مهندسي نمايد؛ از هم اشكالات فراواني به اين پروژه وارد است. به نظر مي‌رسد طرح خاورميانه‌ي بزرگ بيش‌تر از آن‌كه به واقعيت‌هاي منطقه توجه كند، به منافع ايالات متحده و هم پيمانان منطقه‌اي از جمله اسراييل توجه دارد. اين نگرش امنيتي به مقوله‌ي دموكراتيزاسيون به نوعي ساده‌سازي به‌نظر مي‌رسد؛ مگر اين‌كه كشورهاي منطقه خود توانايي پذيرش مدل‌هاي جديد و تجربه نشده‌اي از دموكراسي آميخته با مذهب و فرهنگ خاص خود را دارا باشند، از اين رو تحميل ارزش هاي ليبرالي آن هم با بهره‌گيري از ابزارهاي سخت‌افزاري، احتمالاً به دموكراسي اصيل و عميقي نخواهد انجاميد. سخن آخر اين‌كه اشاعه‌ي امواج دموكراسي توسط متولي خود خوانده آن يعني "ايالات متحده" حتي اگر به فروپاشي حكومت‌هاي اقتدارگراي فعلي منطقه ختم نشود، هيچ‌گاه به دموكراسي تمام عيار منجر نخواهدشد. تجربه‌ي الجزاير در به قدرت رسيدن عناصر اسلام‌گرا در يك انتخابات آزاد، ايالات متحده را به جلوگيري از استقرار دموكراسي حقيقي در منطقه مصمم خواهد كرد. روِياي دموكراسي تنها با مهيا شدن زمينه‌هاي فرهنگي اقتصاي و سياسي و به كارگيري كليه‌ي ملزومات و تقويت نهادهاي خاص تعبير خواهد شد. همين امر است كه به علت تضاد با منافع حياتي ايالات متحده روي نخواهد داد و در خوش‌بينانه‌ترين حالت دموكراسي با روايت آمريكايي آن در منطقه مستقر خواهد شد.


امين ديلمي معزي


منابع‌
)1(الاهرام (
ALAHRAM)
)2(بيگدلي، علي، روزنامه‌ي مردم سالاري، 13 اسفند 1382
)3(منظور از "خاورميانه‌ي بزرگ" كشورهاي عرب به علاوه كشورهاي پاكستان وافغانستان، ايران، تركيه و اسرائيل است.
The us. Middle east partexership initiative(4)
)5(
A Forward strategy at freedom in middleeastt
)6( جزئيات طرح خاورميانه چندان روشن نيست و بر اساس متني كه روزنامه‌ي الحيات چندي پيش به چاپ رسانيد به برخي از مختصات اين طرح اشاره نموده است. ظاهراً اين در اجلاس سران هشت كشور صنعتي كه در تابستان امسال در سي آيلند ايالات متحده برگزار شد مطرح و مورد تصويب قرار گرفت.
)7( سخنراني پاول در دفتر معاونت خاورميانه‌ي وزارت خارجه آمريكا در ژانويه 2004
)8( قوام، عبدالله، چالش‌هاي توسعه سياسي، تهران، نشرقومس، ص.49
)9( بشريه، حسين، درس‌هاي دموكراسي براي همه، تهران، چاپ موِسسه پژوهش نگاه معاصر، ص.206
)10( سايت مركزي مطالعات بين‌المللي دانشگاه كمبريج، ترجمه‌ي الهام نبوي، ارديبهشت ماه .1383
)11( منوچهري، عباس، مباني فكري جامعه‌ي مدني، تهران، انتشارات پژوهشكده مطالعات راهبردي، ص .25