تحرکات مجدد طالبان در کشور
در ما ههای اخیر عملیات طالبان در ولایات هلمند ، قندهار ، زابل ،ارزگان ، فراه ، پکتیا ، خوست
و......... حتی کابل شدت پیدا کرده ، چند ولسوالی
و منطقه
دست بدست شده ، حملات انتحاری هر روز جان دهها تن را می گیرد مکاتب آتش زده می
شود بحران و نا امنی ها هر روز جایی بیشتر در کشور باز می
کند.
چیزیکه مردم تا به این حد انتظار آنرا نداشتند و این
تکتازی طالبان محافل سیاسی و امنیتی کشور و طرفهای
درگیر (جامعه ای جهانی) را نگران کرده است . "سه سال پيش يك فرمانده آمريكائي مستقر در
جنوب غربي
افغانستان فرضيه حمله بهاري عليه طالبان را در ناحيه تحت فرماندهي خود مطرح
كرد. اين اشاره ساده طالبان را به فكر فرو برد. هرساله، انديشه اين حمله بهاري باعث
تهديد به انتقام جوئي از نيروهاي غربي (هر سال شديدتر ازسال قبل) مي شود. با اين
وجود سالهاي ٢٠٠٣، ٢٠٠٤ و ٢٠٠٥ بدون كوچكترين اثري از حمله مذكور سپري شدند ولي سرانجام،
طالبان بودند كه دربهار ٢٠٠٦ دست به اين حمله زدند"(1)
طالبان دراین مدت بیکار
نبوده دست به فعالیتهای
موثر زدند از جمله به تشکیل شورایی ده نفره پرداختند افراد
زبده طالبان
دراین شورا از قبیل مولوی جلال الدین حقانی، ملا داد الله ، ملا عبیدالله
، ملا عبدل کبیر و....... عضویت پیدا کردند با داشتن برگ برنده شعار دینی (جهاد)
با سران قبائل
در هردو طرف مرز به مفاهمه رسیدند، همفکران طالب خود را در ایالت سرحد
و در داخل پاکستان را به همکاری وجهاد دعوت کردند " که دراین رابطه حاجی عمر رهبر
طالبان پاکستانی چنین می گوید: انها با دولت پاکستان قرار داد کرده اند که با حکومت
مرکزی این کشور جنگ نکنند اما به نبرد علیه نیروهای خارجی در افغانستان ادامه دهند
او همچنین گفت که جنگجویان از مناطق پاکستان در کنار طالبان در افغانستان حضوردارند،
حاجی عمرکسی است که بعد از کشته شدن نیک محمد رهبر سابق طالبان پاکستانی
بدست نیروهای ائتلاف در افغانستان، رهبری طالبان پاکستانی درسال 2004 رابعهده
گرفت" (2)
طالبان به سرپرستی ملا داد
الله توانست با سفرهای
متعدد و ملاقاتهای با سران القاعده پروژه حملات انتحاری که
قبلا در
افغانستان همچنین این عملی را گنا ه میدانستند با پخش نوار های ویدیویی ای توجیهی
که این حملات در عراق موثر افتاده است باید درافغانستان این پروژه راه اندازی
گردد که وی توانست این راهکار را برای اولین بار در افغانستان به منصه ظهور برسا
ند و توانست که برای ترویج این عمل افرادی را از گروههای پاکستانی ، ازبکستانی
، تاجکستانی و کشورهای عربی آماده بسازد و حملات سازمان داده شد.
طالبان توانست با گروه سیاسی سابقه دار عمدتا پشتون یعنی حزب اسلامی
گلبدین حکمتیار به تفاهم برسد و جبهه ای مشترک ایجاد کنند.
طالبان توانستند تعدادی از سران خود را در پارلمان افغانستان جا بجا
کنند که گفته می شود اکنون بیش از ده نفر از فرما ندهان و اعضای طالبان عضو پارلمان
(شورای ملی) میباشد.
طالبان توانستند که با وجود آمدن شورایی به قیادت حضرت صبغت الله مجددی
صدها نفر زندانی و اسیر خود را از زندانهای افغانستان و قوای ائتلاف آزاد کنند،
شاید هم همه ای این تحرکات ابتکار طالبان نبوده باشد ولی شرایط طوری رقم خورد
که این عوامل به نفع طالبان قرار گیرد.
روزنامه ای گاردین طی تحلیلی می نویسد : ناتو حدس می زند که حدود شش
تا هشت هزار عضو گروه طالبان در داخل افغانستان فعالیت دارند اما کسی به درستی نمیداند
که چه تعدادی دیگری در انتظار ورود به افغانستان هستند . (3)
همین روزنامه درمقاله ای تحت عنوان افغانستان در آستانه سقوط به سوی
هرج و مرج از دید جنرال دیوید ریچارد فرمانده نیروهای ناتو هشدار داده و می نویسد
: که نیروهای امنیتی بین المللی با کمبود تجهیزات روبرو هستند و گفته است که این
نیروها فرصت اندکی در اختیار دارند تا به انتظارات مردم پاسخ بگویند . وی در بخشی
دیگری از سخنان خود گفته است : که وضعیت درافغانستان برعکس ارزیابی کشورهای ناتو
است که فکر میکردند وضعیت بعد از سقوط طالبان درسال 2001 آرام است . (4)
عوامل ظهورمجدد طالبان:
عوامل متعدد در سازمان یافتن مجدد طالبان نقش دارد :
1- ضعف
دولت از قبیل باز سازی ، نبودن سیاست مشخص در قبال این
گروه ، عدم دیپلماسی
شفا ف در قبال سیاست های پاکستان ، حضور و نفوذ افراد و اشخاصی که
بنحوی ازطالبان در درون حاکمیت حمایت می کنند.
2- جامعه
جهانی هم نتوانسته با یک سیاست شفاف با گروه طالبان با
حامیان طالبان برخورد
نمایند ، و همچنین نتوانسته در این پنچ سال انتظارات اولیه
مردم را برطرف
نمایند.
3- عامل دیگر نقش پاکستان
در سازمان دادن مجدد این گروه خیلی موثر
بوده که دراین نوشتار
به همین قسمت میپردازیم:
کشور پاکستان بعداز آمدن روسها درافغانستان رفتن تعدادی از گروهای جهادی
دراین کشور ، با دست باز در افغانستان عمل میکرد تا توان داشت وضعیت را بر وفق
مراد خویش به پیش می برد بعد از سقوط دولت نجیب وآمدن مجاهدین ، و آغاز جنگهای داخلی
، طالبان را بوجود آورد. در همین رابطه پرویز مشرف اعتراف کرده میگوید : طلبان
درپاکستان وجود دارند هرچه باشد ، این نهضت اسلام گرا از قبایل پشتونی برخاسته
که ساکن مناطق مرزی پاکستان و افغانستان هستند،
آقای مشرف همچنين
می گويد که پيمان آتلانتيک شمالی (ناتو) و
ارتش افغانستان
قادر به درهم شکستن گروه طالبان نبوده اند.
با همه اينها، پاکستان، آنچنانکه در از بين بردن القاعده تلاش کرده،
در مورد طالبان عمل نکرده است.
اين مسئله ممکن است به دليل نگرانی آقای مشرف از حمايت قوی عمومی از
طالبان در پاکستان باشد.
آنگونه که برخی می گويند، آقای مشرف ممکن است يک بازی دو جانبه را پيش
گرفته باشد و طالبان را به عنوان گزينه ای نگه دارد که در صورت شکست پروژه غرب برای
بازساخت حاکميت در افغانستان، از آن استفاده کند. (5)
دوسال بعد از سقوط طالبان تحلیل گران سیاسی چنین اظهار نظر میکردند :
مداخله دولت پاکستان و نارضايتی برخی مردم از دولت کرزی
را دوعامل مهم دراين زمينه به حساب می آورند. حبيب
الله رفيع کارشناس
مسايل سياسی در کابل می گويد: "طالبان به همکاری دوستان خارجی شان
در پاکستان تجديد قوا کردند، آنها اگر حمايت پاکستانی ها را با خود نمی داشتند نمی
توانستند دوباره بروز کنند." افراسياب ختک کارشناس مسايل سياسی پاکستان و افغانستان نيز با آقای
رفيع هم نظر است.
او سياست های پاکستان درقبال افغانستان در دو دهه گذشته را، که به گفته
او در دست ژنرالان ارتش پاکستان بوده است، ناقص و به ضرر هر دو کشور می داند.
آقای ختک می افزايد: "مسلما اگر پاکستان با طالبان همکاری نکند، آنها
نمی توانند در سه مايلی مرز مشتر ک اين دو کشور دست به عمليات نظامی بزنند (6)
افراسیاب ختک سه سا ل بعد باز هم در فبال سیاست پاکستان چنین اظهار
نظر می کند :
آقای ختک با اشاره به نگرانی از نا آرامی ها در منطقه، علت اینکه شورشیان
توانسته اند بر حملات شان در جنوب و شرق افغانستان
بيفزايند می گويد: "علت اصلی، سیاست ناقص حکومت
پاکستان در قبال افغانستان است. پاکستان نسبت به افغانستان
یک سیاست دو گانه
را دنبال می کند."
با آنکه مقامات پاکستانی ادعا دارند که برای جلوگیری از عبور جنگجویان
مخالف دولت افغانستان به خاک افغانستان گامهای موثری برداشته اند اما آقای ختک
معتقد است که حکومت پاکستان قادر نیست سیاست علنی اش را در قبال افغانستان در عمل
پیاده کند(7)
در همین راستا سخنگوی نظامیان آمریکایی در افغانستان میگوید:
اسنادی در دست داریم که مخالفان دولت افغانستان از آنسوی مرزهای این کشور کمک
پولی و نظامی می شوند.(8)
امين صيقل استاد علوم سياسی دانشگاه ملی استرالياست، می گويد که افزايش
فعاليتهای مخالفان دولت افغانستان در چند روز اخير، ترديدهای جدی را در مورد بازگشت
صلح و ثابت به اين کشور ايجاد کرده است..
نويسنده با اشاره با اختلافات ميان پاکستان و افغانستان بر سر فعاليت
طالبان در دو سوی مرز، می نويسد: "تحليلگران استخبارات (سازمانهای جاسوسی) غربی
به صورت گسترده ای معتقدند که بدون حمايت پاکستان و اجازه استفاده از قلمرو اين
کشور، طالبان نمی توانستند تا به حدی که امروز ديده می شوند، منسجم شده و قدرت مقابله
با ارتش افغانستان و نيروهای ائتلاف را پيدا کنند. (8)
هرالد تريبيون روزنامه چاپ بریتانیا در 25 جوزا
1385 می نويسد که حتی اگر ژنرال پرويز مشرف
رييس جمهور پاکستان، شخصا به سياست عدم دخالت در
افغانستان متعهد باشد،
نمی تواند ادعا کند که سرويس استخبارات اين کشور و همچنين
نيروهای بنيادگرای
اسلامی، چنين تعهدی را رعايت می کنند.
سازمان ملل متحد می گوید منابع پولی طالبان درخارج از مرز های افغانستان است.
تام کونیگز نماینده خاص سرمنشی (دبير کل) سازمان ملل متحد درافغانستان
به خبرنگاران گفت ظاهرا فعالیت های طالبان درخارج از افغانستان دقیقا برنامه
ریزی می شود و آنها منابع بزرگ مالی را در بیرون از مرزهای افغانستان در دست دارند.
نماینده سرمنشی سازمان ملل متحد درافغانستان ازجامعه جهانی خواست تا
بر پاکستان فشار بیاورند تا درمبارزه برضد منابع اصلی طالبان اقدامات جدی تری بکند.
آقای کونیکز همچنين گفت جامعه جهانی درگذشته طالبان را دست کم گرفته
بود و حالا با توجه به وخامت او ضاع دربرخی از ولایات افغانستان مخصوصا درجنوب،
باید جامعه جهانی درک کرده باشد که افغانستان به کمک و حمایت بیشتر و دراز مدت
نیاز دارد. (9)
به نظر میرسد که منافع پاکستان بنا به این دلایل ایجاب می کند که در
کشور هرج مرج ادامه داشته باشد :
الف:صلح وآرامش درافغانستان را بنفع خود نمی بیند گروه های افراطی پاکستانی
از قدرت بالای در داخل پاکستان بر خوردار هستند باید این گروه ها را (ای -اس-ای)
قدرتش را دربیرون پا کستان (افغانستان) زایل کنند و در افغانستان مصروف نگهداشته
شود چنانچه در توافق نامه ایکه حاجی عمر رهبر طالبان پاکستانی در مصاحبه با
بی بی سی اظهار داشت.
ب : قرارداد خط دیورند چند سالی است که به پایان رسیده است هر گاه امنیت
و صلح در افغانستان تحکیم گردد مسئله خط دیورند یک امتیاز کلان برای افغانستان بحساب
می اید چنانچه بعد از سقوط طالبان دیدیم که زمزمه های در محافل روشنفکری و سیاسی
به میان آمد پاکستان نه حاضر به طرح و نه حاضر به امتیاز دادن در این راستا می
باشد.
ج : پاکستانیها فکر می کنند با بوجود آمدن دولت با ثبات در افغانستان
اهمیت خود را در منطقه از دست خواهد داد .
د : احتمال میرود که پاکستانی ها در صدد آن باشد با نا امن کردن افغانستان
در آینده امتیازات بیشتر بگیرد ونقش رقبای منطقه ای خود هند و ایران را در
افغانستان کمتر نماید چنانچه می بینیم رابطه ای افغانستان با دو کشور رقیب منطقه ای
اش در حد نسبتا مطلوب با افغانستان قرار دارد بند ر چهار محال و بند ر عباس از اهمیت
بند ر کراچی در حال کاستن است هند هم علاقه مند صدور کالا از ایران میباشد.
ذ : شاید هم درصدد امتیازگرفتن بیشتر از جامعه ای جهانی تحت عنوان مبارزه
با القاعده و تروریسیم باشد.
والسلام
نبی قانع زاده
20سپتمبر
2006
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع :
1 - لوموند دیپلوماتیک - سپتمبر 2006
2-
بی بی سی 17/08/2006
3 - ایرنا 21/06/1385
4 -
بی بی سی 22جولای 2006
5 - بی بی سی25 اسد 1385
6-
بی بی سی 13 نوامبر 2003
7- بی بی سی 7 می 2006
8 - بی بی سی 25 می 2006
9-
بی بی سی 19 سرطان 1385