VATANDAR.COM

افغانستان

نوشته : لویس د وپری

ترجمه : یاسین بیدار

 

 

پسگفتار اول

 

عوامل و انگیزه های کودتای " سرطان "

 

درهفده جولای سال 3 7 9 1   " بیست وشش سرطان2 5 3 1هجری.ش.. . م"  ، درست همان موقع که این کتاب به چاپخانه سپرده میشد ، افغانستان با بحرانی در " استقامت های سیاسی واقتصادی " مقابل گردید .

تجربه محمد ظاهر ، شاه افغانستان ، مبنی بر تشکیل یک حکومت شاهی مشروطه با تاکید نهایی " نظری " بر قدرت قانون اساسی ، به ناکامی انجامید.

 

سردارمحمد داود خان ، پسرکاکا وشوهر خواهر شاه وصدراعظم افغانستان ازسال " 3 5 9 1 تا 3 6 9 1" افغانستان را جمهوری اعلام داشت . بتاریخ 8 1  جولای ، کمیته مرکزی اش اورا بنیادگذار جمهوری ، رئیس جمهوروصدراعظم جمهوری افغانستان اعلام نمود . بسیاری عوامل انباشته شده  به این کودتا منتهی گردید .

 ناکامی در عرصه داخلی دربرگیرنده هر سه بخش حکومت که درقانون اساسی سال 4 6 9 1   توضیح گردیده بود، می شد . ناکامی شخص شاه درعدم توشیح قانون احزاب سیاسی  ، قانون شوراهای ولایات ولایحه شورای شهری وبلدیه که همه توسط پارلمان تدوین شده بودند دربرمیگیرد . تطبیق این اسناد با اهمیت تقنینی می توانست به تشکیل احزاب با نجامد . البته بسیاری افغانها ، به شمول برخی از مشاوران نزدیک شاه درخانوادۀ سلطنتی استدلال می کردند که هر گاه احزاب قانونی ميشدند، سازمان های چپی نیرومند تر شده وسلطنت را تهدید می نمودند . درحالیکه که درعمل ، اگرنه به صورت قانونی ، احزاب مدت ها پیش ,هم درجناح چپ وهم درجناح راست, وجود داشتند وتوشیح قانون احزاب کم ازکم می توانست  فعالان میانه رو ازهر دو جناح را جلب و طبقه رشد یابنده متوسط شهر نشین را که دراختناق قرارداشتند ، مجبورمی ساخت تا به دسته های که احساس مسولیت می کردند ، بپیوندند . انظباط حزبی وسیستم پذیرفته شدۀ مجازات " که برای دموکراسی اصل شمرده میشود،درصورتیکه درمحدودۀ فرهنگ سیاسی حفظ شود"می توانست به احزاب سیاسی کمک کند تا مواضع شانرا در قبال حکومت موجوده روشن سازند . حکومت ، به نوبه خود ، می توانست با سیستم حزبی مزج گردد وپلاتفرم عمل خود را تشکیل نماید.

 

تطبیق قانون شوراهای ولایتی به قانون اساسی وزنه و وجاهت بیشتر می بخشید . زیرا شوراها " که درهر ولایت یکی ودر مجموع بیست هشت شورا " بایست یکی از اعضای خودرا برای سه سال به مجلس سنا انتخاب می نمود . قبل از کودتا ، مجلس اعیان یا سنا مشتمل بر 8 2   سناتور بودند که هر کدام از هر ولایت برای مدت 4  سال انتخاب می شدند و 8 2 عضو دیگر توسط شاه برای پنج سال انتصاب می شدند .چون سنا یک ثلث اعضایش وجود نداشت ، عده یی از متخصصان امور حقوقی افغانستان را بر آن داشت ، تا قانونیت آنرا مورد سوال قرار دهند.

 

لایحه " انتخابات شوراهای شهر" پس از قانون اساسی خواهان شیوۀ تطبیق آزادتر جهت انتخابات رئیسان شوراها وخود شوراهای شهر بود . تا کودتا ، روسای بلدیه ها که توسط حکومت به صورت "سرپرست " تعین شده بودند ، پیوسته امور شهر ها را خود اداره و وارسی می نمودند .

 

قوۀ قضایی "مستقل " وجود نداشت وشورای محلی ، به ویژه مجلس نماینده گان "اولسی جرگه " قسمت اعظم وقت خودرا صرف تفتیش می نمود تا قانون گذاری . مجلس شورا ، بسیاری اوقات دارای نصاب کامل نبود ، اما همیش برای مشاجره موضوع داشت .نصاب شورا از اواسط مارچ " ماه حمل " الی اوایل ماه جولای "سرطان "3 7 9 1    برای  2 8 جلسه درین بخش تکمیل شده نتواست . چهل جلسه پیهم ، تا دوم جولای ، با جارو جنجال وسروصدا گذشت . درنبود احزاب سیاسی که می توانست وحدت نظرروی موضوعات را تأمین کند ویا انظباط برعدم پابندی "غیرحاضری " را تحمیل نماید ، درواقع هر وکیل به حیث یک حزب مستقل عمل میکرد .

 

تمایل اولی دردموکراسی بدون حزب این بود که وکلا از سراسر افغانستان که دربرگیرنده عناصر بسیاری دسته های قدرت قومی ، زبانی می شدند ، سال دو مرتبه برای مدت دوامدار به منظورآشنایی مزید شان در کابل جلسه نمایند . امیدواری وجود داشت که این تماس ها ، به تشکیل احزاب سیاسی بانجامد وهم چنان بتواند زمینه اقدامات همبسته ومتحدانه شان را جهت حل مسایل ملی ومحلی فراهم آورد.

 

 البته بعضی منتقدان همیشه پافشاری داشته اند کهAfghan ethnocentrism  قوم مداری ياقوم خواهی افغان " پشتون " (از دید گاه جامعه شناسی به معنی آن است که برخی به این امر باور داشته باشند که گروه قومی وفرهنگ وابسته به خودشان ، برگروه وفرهنگ دیگران برتری دارد .برگرفته از واژه نامه انگلیسی به انگلیسی)به هیچ صورت نمی توانست پیروزیی درقبال داشته باشد وآنانی که برقدرت تکیه زده بودند ، همینطوربرنامه ریزی کرده بودند .

تمایل اصلی هرچه بوده باشد ، تلاش بخاطر ایجاد یک سیستم پارلمانی فعال ، بدون احزاب سیاسی ، به ناکامی انجامید . کمتر کسی به جدیت وصداقت صدراعظمان دورۀ قانون اساسی

 ( داکتر یوسف ، میوندوال ، اعتمادی ، داکترظاهر وموسی شفیق ) شک داشته اند .اما بانظرداشت عدم موجودیت بنیاد قدرت پارلمانی که درسیستم حزبی ریشه داشته باشد ، رابطه میان قوۀ اجرائیه وتقنینیه به ندرت از حد جدل وتداخل درساحه صلاحیت یک دیگر فراتر رفته میتواند . این امر دربسیاری مواقع باعث بروز مشاجرات خشماگین دوجانبه وخصومت می شد. با تا سف برای سلطنت ، شاه به حیث رابطه ومرکز قدرت ، به این امید که سیستم بالاخره رسوب خواهد کرد وراه خودرا باز خواهد نمود ، برای حل بسیاری مشاجرات وساطت میکرد . او از اعضای خانواده  ونزدیکان خود وعناصرضد سیستم پارلمانی درداخل فامیل سلطنتی ، که طبق گزارش ها توسط جنرال عبدالولی " قوماندان قوای مرکز که شامل تمام واحد ها ی نظامی از کابل تا خط دیورند می شود " پسرکاکا وداماد شاه ، مشوره های متضاد دریافت میکرد .او، شاه را متقاعد ساخته بود که دریک سیستم پارلمانی به اشتراک احزاب سیاسی ، احزاب کمونیستی  ضد سلطنت برپارلمان مسلط می شوند .

 

نبود مجاری قانونی نیز نتوانسته بود مانع تشکل احزاب افراطی چپ وراست شود . درافغانستان هر دو افراط به صورت علنی فعالیت می نمودند وبرنامه ایدیولوژیک شانرا ازطریق مطبوعات آزاد اعلان می نمودند . نه فشارهای نا مریی ونه سرکوب واقعی توانست جلوفعالیت های این عناصر را سد بسازد .

 

بخش زیاد جنبش دانشجویی, به مثابه یک نیرو ، به همین احزاب جوان مرتبط بودند وبه وسیله آن ها رهبری می شدند .آنها به اعتصاب دوامدار توسل می جستند که در بسیاری موردها بدون محتوا بودند . باری اعتصابی ، درسال 1 7 9 1 نزدیک به شش ماه دوام نمود وآنان توانستند " بیانیه های برنامه یی " خودرا اعلان نمایند .این اعتصاب ها درموارد بسیار با جنبش دانشجویی ارتباط نداشتند . ممکن این جماعت های دارای مشاجرات آزاد دردانشگاه کابل ، به صورت بنیادی کیفیتی را که وجودا شت ، بروز میداد اما، این همه حرف ها به صورت عموم ناشنیده باقی ماند .

 

معضله روز افزون دیگر دانشجویی ، رابطه کمتری با ایدیولوژی داشت : تعداد زیاد از فارغان برای تعداد محدود جای کار رقابت می کردند . همه ساله بین چهارده تا هجده هزار " بسته به این است که کدام احصائیه را می پذیریم " متعلم از لیسه ها فارغ می شدند ودانشگاه کابل صرف دوهزار نفر را میتوانست جذب نماید .حکومت ، درگذشته,  نزدیک به همه فارغان مکتب ها ودانشگاه  را جذب مینمود ، زیرا وزارتخانه های مختلف وسازمان ها وپروژه های انکشافی به خاطر جذب کمک های خارجی رو به توسعه بودند. بعد، کاهش درجنگ سرد منجر به وارد شدن اختلال دربرنامه های انکشافی  گردید ودرنتیجه قرضه ها ومعاونت های خارجی بسیار کاهش یافتند .

 

رئیس جمهور جدید ، در اولین بیانیه اش از طریق رادیو افغانستان تاکید نمود که میخواهد حکومت افغانستان را موافق به شریعت اسلامی بسازد وکشور را ازفاجعه اقتصادی نجات بخشد .

رهبران سنتی مذهبی شاید رئیس جمهور جدید را از ته دل حمایت ننمایند  ، اما به توانایی وبه شیوۀ که او یک رشته اصلاحات ، به ویژه رفع داوطلبانه حجاب زنان را درسال    9  5 9 1 انجام داد احترام می گذارند . داود کمترین مخالفت با برنامه های خودرا تحمل کرده نمی تواست . بل او از تفاسیر مدرن اسلام برای تبرئه اقدامات خود بهره می گرفت.

افزون برهمه ، رئیس جمهور ، علاقه کمتری نسبت به پنج تا شش هزار هیپی که درکابل بود وباش دارند خواهد داشت . این خارجی ها معضله مواد مخدره را در افغانستان چندین برابر تشدید نموده وکشور را درشبکه بین المللی قاچاق مواد مخدرداخل نموده اند .رهبران سنتی مذهبی ، ورود وسیع نفوذ خارجی را تقبع می نمایند .بنابران تعداد کلوپ ها ومیخانه هایی که در کابل باز شده اند ، تحت فشار قرار خواهند گرفت ویا بکلی مسدود خواهند شد از خودگذری وایثارصادقانه برای یک گروه نخبه خوب است اما ، آنانی که مسوولیت تطبیق تصامیم را به عهده دارند ، به راه های مناسب بیرون رفت از درد سرها نیاز دارند. .

مشکلات اقتصادی افغانستان چیزتازه نیست اما، قطع کمک های خارجی که درسالهای

3 5 9 1 تا 3 6 9 1  دهه صدارت داود به اوج خود رسیده بود ، روبه وخامت نهاد . قطع نظر از آن که به مشکلات اقتصادی افغانستان چگونه بنگریم نمای آن دردید اول ناخوش آیند به نظر می رسد . با اکمال بسیاری از پروژه های زیربنایی با چند منبع محدود " واقعی " که توانایی جذب معتنابه اسعار خارجی را دارا می باشند ، با قاچاق وفسادی که پیوسته عاید گمرکی را " منبع عمدۀ عاید دولت " کاهش می دهند ، باارقام ناچیز احصائیه یی جهت پلان گذاری مناسب ، با کمترین افزایش مجموعی درتولیدات زراعتی "دوسال خشکسالی که برای انسانها ، مواشی وحاصلات زراعتی فاجعه باربود " با پیروزی ناچیز در وارد کردن اصلاحات مالی با فرا رسیدن موعد باز پرداخت قرضه های خارجی ، با کسر سالانه درحدود پنجصد ملیون افغانی با موجودیت تعداد ناچیزدستگاه های تولیدی برق وصنعتی که به ظرفیت پنجاه درصد فعالیت دارند ، با بیروکراسی که بیشتر به تداوم وضع کنونی خدمت میکند ، تا نوآوری ووارد آوردن تغير ، حل معضلات اقتصادی افغانستان چالش فوق العاده بزرگی است برای هر اقتصاد دان بازار آزاد ، سوسیالستی ویا مختلط وغیره . کابل پایتخت بدون ارتباط با دیگربخش های کشور باقی مانده است .

 

سران محافظه کار قبیله ها ، رهبران قومی ـ زبانی منطقه یی ومذهبی در برابرمساعی  حکومت به خاطر انکشاف ، از خود مقاومت نشان داد اند " این تمایل همه ساله ازدیاد می یابد" وپول زیاد برای تمویل پروژه های محلی تقاضا نموده اند . بسیاری افغانان شهر نشین ، تحصیل یافته غرب " وغربیان " نیروی محلی را درافغانستان دست کم گرفته اند.

 

با وجود معضل های که دربالا از آنها تذکار به عمل آمد ، جنبش بنیادیی درمدت کوتاه هفت ماه" 2 1 دسامبر 2 7 9 1 تا 7 1 جولای 3 7 9 1 م " حکومت محمد موسی شفیق صدراعظم وکابینه اش حاصل شده بود .

 

ممکن  شاه امیدوار به آن بود که  مدت ده سال تجربه ، پارلمان جوان وموسی شفیق جوان را به پختگی رسانیده باشد . شفیق این یک دهه را به حیث مشاور وزارت خارجه ، سفیرافغانستان درمصر ، وزیرخارجه در کابینه داکتر ظاهر ایفای وظیفه نمود . اما یک دهه " سهل انگاری" پارلمان وعدم کارایی قوۀ اجرائیه ، نتایج مرگبار بار آورد .

البته شفیق ، به صورت واقعی دست به شکستاندن بن بست در روابط میان دو قوۀ اجرائیه ـ قضایه زد وشورای ملی باوجود آن که بخاطر عدم تکمیل مکرر نصاب ، دچار مخمصه بود ، چندین سند با اهمیت تقنینی را به تصویب رسانید. از آن جمله بودجه عادی وانکشافی سالهای 2 7 9 1 تا3 7 9 1    چندین موافقتنامه  دریافت قروض خارجی ، معاهده آب دریای هلمند با ایران را تدوین ویک قانون جدید خدمات ملکی تحت مطالعه قرارداده شد .صدراعظم ، دفتر روابط پارلمانی خودرا به داخل عمارت پارلمان منتقل ساخت وهفته وار با وکلای مختلف ملاقات می نمود.

 

شفیق سعی نمود ، وبه صورت قسمی موفق هم شد ، که روابط بهتر با مطبوعات آزاد بر قرار نماید ، او ودیگر اعضای کابینه اش مصاحبه های انجام میدادند ونتایج جلسات هفتگی کابینه را بصورت عاجل توسط صباح الدین کشککی وزیر اطلاعات وکلتور ومدیر مسؤول جریدۀ " کاروان " به دسترس مطبوعات قرارمی دادند . در ماه دسامبر 2 7 9 1 مدت کوتاهی پس از تقررش ، اواعلان نمود که دولت با پخش اعلانات از طریق مطبوعات آزاد سی فیصد مصارف چاپ هفته نامه ها وبیست فیصد مصارف چاپ روزنامه ها را متقبل خواهد شد . دولت با این اقدام وسیله وارد آوردن فشار  بالای مطبوعات آزاد را نیز به دست میاورد .

 

شفیق در تمام عرصه ها ، قدم به جلو گذاشت . با درک اهمیت فزاینده وبه دست آوردن رضایت قبیله های مختلف وسران محلی ، ریاست امور قبایل را به تاریخ پنج جون به سطح وزارت قبایل ارتقا بخشید .مالیات سال های قبل درکابل حصول وپلان هایی به منظور قیمت گذاری مجدد ملکیت ها که از چندین دهه به این سو ، به تعویق افتاده بود ، روی دست گرفته شد . او به منظور وارد  آوردن هم آهنگی نزدیکتر با هر سه بخش حکومت ، ملاقات های با سخنگویان هر دو مجلس پارلمان و اعضای کلیدی قوۀ قضایه انجام داد.

 

برنامه انتخابات برای دوره چهاردهم شورا ، که قرار بود در ماه های  اگست ودسامبر

3 7 9 1  ، برگزار شود ، با مشکلات رو به رو گردید و ناگزیر  به تعویق انداخته شد.

اختلاف برسرنقش محکمه عالی در امر نظارت برانتخابات بود . اگرچه انتخابات سال های 5 6 9 1 و 9 6 9 1  زیر نظر همین محکمه عالی برگزارگردید ، درسال3 7 9 1   محکمه این نقش را خلاف قانون اساسی اعلان نمود . بسیاری ازمقامات حقوقی افغانستان با آن موافق نبودند واز ماه می همان سال کمیته مشترک قضایی اجرایی به منظور شکستاندن این بن بست سعی بخرچ داد که به نتیجه یی نرسید . با فرارسیدن تابستان ،بسیاری ناظران تردید داشتند که شاه وسایل طرف ضرورت شفیق را در دسترش قراربدهد تا او بتواند اتخابات را موافقانه برگزارنماید : یعنی توشیح قانون احزاب ، قانون شوراهای ولایتی وشورا های شهری .

 

 ازلحاظ اقتصادی ، حکومت شفیق ، برای اولین مرتبه در تاریخ افغانستان ، شاهد افزایش بیش ازصد ملیون دالر " بیش از 7 1 1 ملیون دالر " درصادرات کشور بود . همچنان تا ماه می سال 3 7 9 1   ، حکومت درحدود دوصد درخواستی جدید جهت تاسیس موسسات صنعتی را دریافت نمود که از آن میان هشتاد ودو درخواستی آن تصویب گردید که از آن جمله بیست وپنج دستگاه آن به درجه های مختلف موثریت به کار افتیدند .افزون براین " پارک صنعتی " کابل که به کمک کشور هند اعمارگردید ه بود ، بتاریخ 3 1 جون3 7 9 1 افتتاح گردید.

 

حکومت قبلی عبدالظاهر ، پس ازیک رشته نوسان ها واشتباهات درهمان مرحله ابتدایی ،اثرات دوسال خشکسالی فاجعه آمیز را کاهش بخشید وحکومت شفیق  طرح جلوگیری از وقوع چنین حوادث وحشتناک را روی دست گرفت. حاصلات فروان سال 3 7 9 1  ،درواقع محصول دسترنج ومهارت دهقانان افغان درتحت شرایط ناگوار بود.

افزایش درقرضه های خارجی ، درواقع جهشی بود به سوی قرضداری کامل . حکومت شفیق برای برداشتن قدمی به جلو ، انتخاب دیگری نداشت .

 

آنچه منتقدان بانک انکشاف صنعتی افغانستان " این بانک به تاریخ سه مارچ  3 7 9 1    به کمک غرب تاسیس گردید که در آن شصت فیصد سرمایه گذاری افغانستان وچهل فیصد سرمایه گذاری بانک های خارجی دیگر را شامل بود " را می آزرد شبح "استعمارنو" ویا "امپریالیزم اقتصادی " بود . ارتقای سطح سرمایه گذاری داخلی ، بدون آگاهی دقیقی از سیاست حفاظه یی ازجانب حکومت ، از دستگاه های صنایع کوچک که باید با واردات ارزان قیمت رقابت می کردند صورت گرفت . برعلاوه ، ضرورت استخدام مشاورین خارجی که عدۀ ناچیز شان درک وفهمی از فرهنگ محلی داشتند ، درد سر دیگری بود. درظاهر امر ، سیاست های تعلیمی شفیق ، نیروهای افراطی ورادیکال چپ وراست در دانشگاه کابل را خاموش ساخت ودانشگاه کابل به ریاست احمد جاوید دوباره سمت درست خودرا یافت .

 

دست آوردهای مثبت کابینه شفیق ، درچنان مدت کوتا ه آن عدۀ اصلاح طلبانی را که خواهان سرعت عمل بیشتر بودند ، چه در ساحه نظامی وملکی ، به ویژه پس از آن که حکومت به التوای انتخابات تن داد ، ارضا نمی کرد . گروه های روشنفکر از برکناری داود در سال 3 6 9 1   ، استقبال به عمل آوردند ، اما سال های اخیر ، به صورت فزاینده ، به خاطردگرگونی هایی که سمت دهی فعال اجتماعی ـ اقتصادی او از3 5 9 1تا3 6 9 1 به وجود آورده بود ، اشتیاق به سویش ، البته به استثنای جهات سرکوبگرانه رفتار او در عرصه سیاسی ، بیشتر جلب شده بود .

 

به صورت شگفت انگیزی مساله " پشتونستان " که عامل عمدۀ استعفای داود درسال 3 6 9 1 ، شد نقش مهمی دربازگشت او درسال 3 7 9 1 ، بازی نمود . داود بی ثباتی پاکستان را درک نموده است . ولی درپیام اول خود که از طریق رادیو افغانستان پخش گردید ، به این مسله هیچ اشاره ننمود . جالب توجه است که رئیس جمهور نو ، بیانیه یی را که روز 7 1  جولای ایراد نمود به زبان پشتو خواند تا زبان دری ، درحالیکه بخش زیادخانوادۀ سلطنتی به زبان دری علاقه دارند .

بی ثباتی پاکستان با استقلال بنگله دیش " افغانستان آنرا در 8 1 فبروری3 7 9 1به رسمیت شناخت " وتقاضای یک جانبه پشتونها " ایالت سرحد شمال غربی " ومردم بلوچ وبراهوی " قومی دربلوچستان که باری تلاش داشتند تا با بلوچ ها اتحادیه یی را بسازند "برای خود مختاری محلی در داخل فدریشن پاکستان به اوج خویش رسید .

 

افزون برتشویش از بی ثباتی پاکستان ، خوف توسعه طلبی ایران قابل توجه است . این امر درجشن به اصطلاح دوهزارپنجصد سالگی تاسیس دولت ایران که درسال 2 7 9 1   برپا شد ودراظهارات آشکار محمد رضا پهلوی ، شاه ایران ، مبنی بر این که درصورت تجزیه پاکستان ، ایران بی تفاوت باقی نمی ماند ، بل از منافع خود درمنطقه دفاع می نماید ، انعکاس یافته است .این کار به معنی آن است که ایران درصورت تجزیه پاکستان ، بلوچستان را اشغال می نماید .

 

چندین موافقت نامه یی که میان افغانستان وایران به این تازه گی ها به امضا رسیده ،ازجانب افغان های ضد ایران ومطبوعات آزاد مورد حمله قرارگرفته است . به تاریخ 3 1

مارچ3 7 9 1 ، موسی شفیق وعباس هویدا ، صدراعظمان دوکشور موافقتنامه ای را به امضا رسانیدند که مشکل دیرینه درمورد تقسیم آب دریای هلمند سفلی ، میان دوکشور را خاتمه بخشد . معاهده را هر دو مجلس شورا تایید نمودند . منتقدان ادعا داشتند که گویا ایران درین معاهده ، حکومت شفیق را اغوا نموده است .

 

دراوایل جولای ، مذاکره کننده گان افغان وایران موافقه نمودند که ارتباط هوایی وتسهیلات برای خطوط هوایی ایران وخط هوایی آریانارا توسعه بخشند. صادرات گوسفند از افغانستان به ایران که خشکسالی ، مواشی افغانستان را بسیار کاهش داده بود ، نیز زیرضربه های انتقاد قرارگرفت . بالاخر ، فرضیه نزدیک شدن مناسبات میان شاه ایران وشاه افغانستان نیز مایه اندیشه بود .

 

البته هیچ کدام از همسایه های افغانستان میل ندارند تا شاهد آن باشد که "پشتونستان " ویا ایالت بلوچستان به میدان جنگ قومی ، قبیله یی وزبانی مبدل شود . زیرا همه "اتحادشوروی ، ایران ،چین وپاکستان " دارای مشکلات مشابه هستند . درین راستا ، هند را نیز میتوان افزود . هیچ کدام نمی خواهند دست به اقدامی بزنند که مایه شرمساری پاکستان گردیده وآن کشور رادر این نقطه حساس به تجزیه روبرو نمایند .

 

یک افغان آگاه تحلیل تکانده یی از حوادث پاکستان " که وقوع آن ممکن به نظر می رسد"ارائه داشت . براساس این بررسی ، اگر ذولفقار علی بوتو ، نتواند جلو نا آرامی ها را در ایالت سرحد شمال غربی ، بلوچستان وسند بگیرد ، وبگذارد که این امر به شورش ها  وعصیان های تمام عیار بدل شوند ، درآن صورت " ایران بلوچستان را اشغال می نماید ، افغانستان ایالت سرحد شمال غرب را ، و هند سند را . پنجاب یکه وتنها باقی می ماند "       این نظر مبالغه آمیز است ، اما وقوع یک نوع جا به جا سازی بزرگ در آینده ،قابل پیش بینی است . آن طرفتر درشرق ، به بنگله دیش نگاه کنید .

بسیاری از مقام ها به این باور اند که جنگ سرد" به شکل نادرست نام تقابل بلاک یک پارچه کمونیستی وبلاک یکپارچه سرمایداری را بخود گرفته است " ، اگرپایان نیافته ،کاهش یافته است . اما رویا رویی میان قدرت های بزرگ " ایا لات  متحده امریکا ، شوروی وچین " ادامه میيابد وبحرهند به میدان دیگر مبدل می شود . اتحادشوروی ازچندین سال به این سو ، یک قطعه از نیروی بحری خودرا که شامل ده تا دوازده کشتی جنگی میشود ، دربحر هند نگه داشته است .

 

درماه دسمبر1 7 9 1  درجریان جنگ بنگله دیش ، ایالات متحده امریکا سعی نمود با فرستادن " نیروی خدمتی 4 7   خویش از" ا یستگاه یانکی " درساحل ویتنام به خلیج بنگال ،هند را زیر فشار قراردهد .

 

مشکل این نیست که ایا افغانستان درتحت رژیم جدید ، حالت عدم انسلاک خودرا حفظ کرده میتواند یاخیر ، بل حرف به سر آن است که آیا کشورهای ساحل بحر هند درحالی که " جنگ آب گرم " داغتر می گردد ، به صورت نسبی غیر متعهد باقی می مانند يا خیر .

 

با آن هم ، هیچ یک از قدرت های بزرگ ، نمی تواند از افغانستان به ضرر دیگری سود ببرند . هر سه قدرت ، ممکن برای حفظ "بیطرفی " افغانستان ، به یاری های اقتصادی خویش به افغانستان بیفزاید .  تمام صدراعظمان دردورۀ قانون اساسی سال 4 6 9 1 ، درچارچوب بیطرفی عمل نمودند . اما بعضی از ایشان غیر وابسته تر از برخی بودند .  داود مسؤول عمدۀ دریافت کمک های وسیع اتحادشوروی بخصوص در عرصه نظامی بود . مطبوعات غرب ، پس از کودتا ، همیشه این نکته را به حیث گواه برای هواداری او از مسکو ، خاطر نشان می نمایند . احساس من این است که این گونه داوری هم بسیار ساده سازی یک امر پیچیده است وهم بسیار بزرگ جلوه دادن آن : داود خان نه طرفدار روسیه ونه چین ونه امریکا است .اوبسیار جدی وپرشور هوادار افغانستان است .ازجمله دلايلی که او در سال3 5 9 1 ، قدرت را تصرف نمود این ترس بود که حکومت افغانستان  خیلی ها متمایل به امریکا شده بود . او این امر را به سود افغانستان تلقی نمی نمود . این امر را  میتوان همچنان به حیث یکی از دلايل کودتا ی ماه جولای پذیرفت. ازحکومت داود ـ اگر دوام بیاورد ونجات بیابد ـ چه انتظار می توان توقع داشت؟

گذشته کار داود ، میان سال های 4 5 9 1 تا 3 6 9 1  میتواند برخی یاری ها را برای درک ما ، در خط سیاست بعدیش برساند .

 

داود درهمان وقتیکه درسال 1 6 9 1 م ، مرزمیان افغانستان وپاکستان بسته شد ، به قانون اساسی جدیدی که بخش اساسی کار مشورتیش را موسی شفیق سامان میداد ، می اندیشید . شفیقی که نقش مهمی در شکل دهی قانون اساسی شاه بازی کرد ، وسپس اورا داود درهمین کودتا چند روز پیش ، از اریکه قدرت به زیر آورد . به این گونه ، قانون اساسی سال 4 6 م ، دیدگاه های زیاد داود را در برداشت .

اما ، آنچه داود را شگفتزده ساخت وتکانش داد ، ماده 4 2 بود .درین ماده ،اعضای خانوادۀ شاهی به صورت روشن مشخص شده واز شرکت دربرخی فعالیت های سیاسی محروم ساخته شده بودند.ممکن داود ، در سال 3 6 9 1، بخاطری از قدرت دست کشید که فکر میکرد با استفاده از قانون اساسی جدید به صورت مشروع دوباره به قدرت برسد .

او پس از انفاذ قانون اساسی به مدت ده سال ، با خاموشی صبر کرد . روشن است که او درین مدت به این فیصله رسید که دیگر تجربه دموکراسی ، آن گونه که تسجیل یافته بود ، به ناکامی رو به رو شده است .

 

محمد ظاهر ، شاه کشور ، بتاریخ  5 2  جون3 7 9 1 ، برای علاج چشم به سوی انگلستان وایتالیا کابل را ترک نمود . جنرال عبدالولی شاه را تا انگلستان همراهی نمود ، اما بتاریخ 5  جولای بکابل برگشت . سردار داود ویاران نظامیش ، با استفاده از غیابت شاه ، این نمادی از وحدت ، ساعت دو وسی 7 1   جولای ضربه به سلطنت وارد نمودند . همان روز افغانستان را جمهوری وداود را رئیس جمهوروصدراعظم اعلام نمود . سردار ولی پس از مقاومت اولی بندی شد.

 

رئیس جمهور ، کمیته مرکزیی که بخش زیادش ، متشکل از افسران اردو است ، تعین نمود . این کمیته اورا به صورت موقتی در ادارۀ کشور یاری می رساند .اردو ، ممکن به زودی از قدرت فاصله گرفته وامور روز مره را به داود ویک حکومت ملکی بسپارد .

وفاداری ارتش به رئیس جمهور، جهت همکاری ودرصورت لزوم درتطبیق اصلاحات وجلوگیری از وقوع کودتا های پیهم ، دارای  اهمیت فوق العاده است .

محمد ظاهر بخاطر مصالح مردم وجلوگیری از خونریزی غیر ضروری ، زنده گی درتبعید را با آنعده از اعضای فامیلش که بنا بر دلايلی اورا برداود ترجیع دادند ،پذیرفت . شاه با طولانی ترین دوره سلطنت " 3 3 9 1 تا 3 7 9 1 " درزمان حاضر ، درلست شاهان مخلوع پس از جنگ جهانی دوم ،پیوست .

 

برای اینکه سیاست حکومت دوره دوم داود ، روشنتر گردد ،به چند ماه وقت دیگر نیاز است . ولی اگر رئیس جمهور جدید به بیانیه های اولی اش وفادار بماند ، به زودی قانون اساسی جدیدی سامان داد ه میشود . پس از آن انتخاباتی که درآن گونه یی از احزاب حق شرکت خواهند یافت ، به راه می افتد . ممکن داود، یک ساختار ویژه وفوق العاده را سرو سامان بدهد تا کشور را از چنگال بیروکراسی کهنه نجات بدهد .

 

داود همیش طرفدار نظم بوده است واگر اوبتواند حالا نظم را با قانون همراه بسازد ، افغانستان زمینه حرکت بسوی حکومت مبتنی بردموکراسی را که با فرهنگ گذشته وحالش هم نوایی داشته باشد ، از دست نخواهد داد . فکر می شود که تغیر عمدۀ درخط بیطرفی این کشور در رابطه با قدرت های بزرگ وموضع غیرمنسلک بودنش ، رخ ندهد. البته ممکن اتحادشوروی درین بازی سود بیشتری را نصیب شود این را میتوان واکنشی دربرابر " لغزیدن " به سوی غرب که درسالهای اخیر شاهدش بوده ایم ، به حساب آورد .

درغیرآن حکومت نو در برابر مقابله قدرت های بزرگ " بیطرف " خواهد ماند .

درین میان برخورد آگاهانه " امیدوارم مسالمت آمیز ، نی خصمانه " با پاکستان وایران ، ممکن بوتورا به ارزش خود مختاری ولایتی متقاعد نموده وجلوسیاست توسعه طلبانه محمد رضا پهلوی را بگیرد . هردو کشور ، پاکستان وایران "با اطمینان امریکا وچین " به این باور کم بها خواهند دادکه خرس روسی به سوی بحر هند می غرد ، غرشی که پیترکبیر را شادمان می سازد .

 

افغانستان زیر رهبری پخته وپر بلوغ داود ، ممکن نقش واسط را برای همکاری بیشتر منطقه یی میان سه کشور که طبعیت وفرهنگ ـ اگر نه سیاست, آنان را به هم نزدیک ساخته است، بازی نماید . اگر همکاری منطقه یی درین امر دست چیره نیابد ، بحران وهرج مرج فاصله چندانی از مرزهای این سه کشور نخواهد داشت. 

 

 

 

.............................................................................................................................................................................

 

   

  افغانستان

 نوشته: لویس دوپری

 

 مترجم: یاسین بیدار

 

پسگفتار دوم

 

 

 

جمهوری محمد داود :     طرح هاچشم اندازها

 

 

وقتی کتاب برای مرتبه اول ، درسال3 7 9 1 ازچاپ برآمد ، حکومت شاهی افغانستان تازه سرنگون وحکومت جمهوری به جایش تاسیس شده بود  . افغانستان آرام آرام ،اماپیوسته ،به سوی یک نوع سیستم حکومت انتخابیی درحرکت بود که ازفرهنگ وتاریخ کشورمایه می گرفت . این که گام های بعدی برنامه ریزی شده بود یا خود جوش ، پرسشی است که باید به آن پاسخ ارایه شود.

درجستجوی امنیت

 

کودتا به اندازۀ دقیق بود که نظیر ومانند آنرا فقط درکتاب های درسی میتوان سراغ نمود. گروهی تحت رهبری افسران نا راضی از سلطنت ، درهمان لحظهً که داود ضربه را وارد نمود ، برای کودتائی آماده گی می گرفتند . چهل وپنج نفرسرحلقه ، به شمول محمد هاشم میوند وال ، صدراعظم سابق ، به همین رابطه دستگیرشده ، مورد بازجویی قرارگرفتند .

پنج نفر اعدام ،دونفر رها ودیگران به مدت های مختلف محکوم به زندان شدند .

قبل از آنکه فیصله نهایی درماه دسمبر3 7 9 1اعلام شود ،تراژیدی بزرگی رخ داد.میوندوال ،درفاصله میان نیمه شب وسحرگاه ،به سرنوشت خود رسید . او،طبق اعلان رسمی ، دست به خود کشی زد .اما احتمال زیاد وجود دارد که توسط محافظان بیش ازاندازه احساساتی پولیس ، به قتل رسیده باشد . داود ازین حادثه تکان خورد ، حلقه امنیت خودرا محکم ساخت وخویشتن را از شرچپیان غیر قابل اعتماد که درهم رکابیش قرارداشتند ، رها ساخت. بسیاری به این باور اند که مرگ میوند وال ازسوی چپیان الهام گرفته است . زیرا محو ر قبای نیرومند درخط رزم آرایی وتدبیر جنگی همیشگی کمونیستان قرار داشته است . میوند وال ، یکی از آن جمله سیاست مداران افغان بود که شهرت جهانی داشت وممکن درهر جریان وروند مبتنی بردموکراسی ،نقش رهبری کننده را به دوش می کشید . به همین دلیل ، آماج اولی نابودی قرارگرفت.

داود ، اعضای نا مطلوب کابینه اش را یکی پی دیگری برکنار نمود . آنانی که ازین تصفیه جان به سلامت بردند ، سکوت را ترجیح دادند . هیچيک از وزیران بر کنار شده ، اعدام ویا زندانی نشدند ورئیس جمهور بسیاری شانرا به حیث سفیر به خارج از کشور فرستاد .

 

( پرچم) که  یک حزب چپی میانه  به حساب میاید و پیروان زیادی درمیان اعضای ملکی حکومت داشت ،  دریک سطح دیگر, نخست ازکودتا وجمهوریت حمایت نمود.

داود ، به زودی پس ازکودتا ، یکصدوشصت نفر از این جوانان( پرچمی ها...م) پرُ شور واصلاح طلب ،به شمول تعدادی بسیارپولیسان را ، به حیث حاکم وعلاقه دارتعین وبه این وسیله زمینه گسترش پیام جمهوری را فراهم نمود . این جوانان که یا از میان باشنده گان کابل بوده ویا به شدت شهری شده بودند ، ناسنجیده وعجولانه به سوی مراکزقدرت روستایی کشور که درظاهر امر تحولات سریع را پذیرفته بودند ، اما به صورت موثر اداره چیان جدید را درمیان مردم منزوی ساختند ، روان شدند.

حُکمروایان جدید ، که از این کار ، سرخورده ومایوس شدند ، دو راه جدا ازهم را درپیش گرفتند . عده به این واقعیت تن دادند که تحول باید آهسته صورت میگرفت ، به اين سبب تصمیم گرفتند که درهمین چارچوب کارکنند . عدۀ با پشت پازدن به منافع مردم ، راه فساد وسود جویی را در پیش گرفته واز پیشینان خویش ، فاسد تر شدند . دراین میان ، برخی به صورت کامل سرخورده شده ، به کابل برگشتند . گروهی استعفا دادند . برخی بخاطر ترک خود سرانه وظیفه ، ازکار برکنار گردیدند .

گروهی ازپرچمیان تا ماه مارچ 5 7 9 1  خاموشانه به خانه ها یشان نشستند ، درحالی که عدۀ دیگربا جمهوری به همکاری ادامه دادند . درماه جولای7 7 9 1  یک انکشاف جدید دیگر به وقوع پیوست . رهبری پرچم وشاخه خیلی انقلابی شعله جاوید ( منظور نويسنده جناح خلق ح د خ ا است. م ) موافقه نمودند که باهم متحد شوند  وجبهه واحدی را به وجودبیاورند.آنها درسال 8 6 9 1 ازهمدیگر منشعب شده بودند.

حکومت ، درهمان روز کودتا, 7 1 جولای3 7 9 1, به منظور جلوگیری از کودتاهای احتمالی, ازجانب سلطنت طلبان ، جنرال عبدالولی قوماندان قوای مرکز را دستگیرنمود .

عبدالولی هم پسرکاکای شاه سابق وهم پسر کاکای داود است . او با بلقیس دختر ظاهر ازدواج نموده است . او از نفوذ قابل ملاحظهً درمیان عناصر محافظه کار خانوادۀ سلطنتی ، برخوردار است . احتمال میرفت که جاه طلبی هایش اورا به تخت سلطنت برساند . عبدالولی ، پس از دوسال بسربردن درزندان ، در ماه سپتمبر5 7 9 1 به جرم خیانت علیه دولت " جرمیکه هرگز توضیح داده نشد " دریک دادگاه نظامی محاکمه شد. محکمه به اتفاق آرا اورا برأت داد. رتبه وامتیازاتش اعاده شد. اما ازاوخواسته شد تاکشور را ترک نماید . او درروم ، با دیگر اعضای خانوادۀ سلطنتی پیوسته است .عبدالولی که هميشه يک سر باز شايسته بود, با تمرينات فزيکی,  وضع بدنی خود را بحالت مناسب حفظ نموده و از لحاظ سياسی کابل رابا دقت زير نظر دارد.

 

درجریان تجلیل جشن استقلال درسال5 7 9 1 ( منظور نويسنده جشن 26 سرطان است...م) حادثهً رخداد که بسیاری کرسی نشینان رابه شدت تکان داد . شورش پنجشیر ، زبانه کشید.  این شورش که به وسیله رهبران مذهبی ,عناصر راستی , محصلانی که برخی ممکن درپاکستان آموزش جنگی دیده باشند(اتهامی که حکومت پاکستان آنرا رد نموده است) رهبری میشد ، شب و سحرگاه 2 2 و1 2 جولای برچند جای حمله نمودند .

شورشیان افزون برپنجشیر ، برجای های دیگر مانند پکتیا ،لغمان ، جللال آباد و بدخشان یورش بردند. این عصیان ، به قیام عمومی مبدل نشد . زیرا مردم به اعلامیه شورشیان  مبنی براینکه یک ( رژیم بیخدا وزیرسیطره کمونیستان ) درکابل فرمان می راند ، باورننمودند . مردمان محلی ،از داخل شدن بیگانه گان درساحه های زنده گی شان ، نفرت داشتند و مانند همیشه ترجیح دادند که خود را از مشکل های سیاست ملی به دور نگهدارند. نیروهای دولتی ، با یاری هلیکوپتر ها ، به زودی شورشیان را سر کوب ویا دستگیر نمودند. ازمیان 3 9 نفر که محاکمه گردیدند سه نفراعدام 6 1 نفررها وباقی به دوره های مختلف ،ازیک سال تا حبس ابد محکوم شدند. دو توطئه ديگر ( سپتامبر 1975, دسامبر 1976) که توسط افسران ناراض اردو راه اندازی شده بود با زندانی  شدن عده ای منتج گرديد.

 

انتخابات انتصابی وقانون اساسی جدید

 

جمهوری افغانستان ، درجنوری7 7 9 1   انتخاباتی را به شیوه عنعنوی برای تشکيل جرگه بزرگ ( لويه جرگه) به راه انداخت ." جرگه بزرگ " که برخی اعضای آن انتخابی وبرخی انتصابی بود ،طی جلسه هایی که از 1 3 جنوری تا 1 3  فبروری ادامه یافت قانون اساسی را به تصویب رسانید. حکومت جهت انتخاب اکثریت وکلای جرگه بزرگ ، به شورای قریه اتکا نمود . جرگه ها ، وسیله حل منازعه ها واتخاذ تصمیم درقریه هاست که اداره درآن نه به اساس رأی مخفی ، بل علنی ابراز می گردد . بسیاری روستا یان افغانستان ، بیسواد اند ودر ابراز رأی به شکل مخفی باور ندارند . آنان به این باور اند که یک شخص ممکن به صورت علنی یک چیز بگوید ودر خفا طور دیگر ابراز رأی نماید.

به این صورت 9 1 2 وکیل ، به شمول چهارزن ، ازواحد های اداری انتخاب شدند .داود برای آنکه جرگه موازنه بیشتر یافته باشد ، با مشوره کابینه اش ،0 3 1  نفر دیگر را ازمیان افسران اردو ، کارگران کارخانه ها ، رهبران قبیله ها ومذاهب ، زارعان خرده مالک ، روشنفکران شهری ، خبره گان ، محصلان دانشگاه وزنان برگزید .البته این وکلا ، پس از بررسی وتحقیق ، مورد تایید قرار می گرفتند . ازمیان نیروهای چپ ، باوصف آن که رئیس جمهور آنان را تشویق نمود ، عدۀ ناچیزی اشتراک نمودند.همزمان چند نفرازمیان مخالفان مشهور رژیم ، جهت اشتراک درجرگه بزرگ ،انتخاب شدند. جروبحث زنده درجرگه ، نشان دادکه وکیل به ساده گی برقانون اساسی ، مُهرتایید نزد. آنان از میان 1 3 1   ماده قانون اساسی ،4 3 تای آنرا تعدیل نمودند. شش ماده جدید دربخش ،،قضا،، برآن اضافه کردند . سعی نمودند تا صلاحیت تحقیق ازپولیس به ،،مدعی عموم ،، انتقال نماید .

فصل ششم قانون اساسی جرگه بزرگ را به مثابه ،،مظهر اراده مردم ،، خواند . همزمان گفته شده است که جرگه بزرگ درلحظه های معین به خاطر حل مسایل مشخص دایر میگردد و ،،شورای ملی ،، که هر چهارسال یکبار با رأی عمومی ومخفی انتخاب میگردد، کار قانون گذاری را پیش میبرد .

آنگاهی که جرگه بزرگ فرا خوانده شود ترکیب اعضایش چنین میباشد . اعضای شورای ملی ، رئیس جمهور وکابینه اش وشورای مرکزی حزب انقلاب ملی. شورای عالی نظامی و اعضای داد گاه عالی وپنج تا هشت نماینده ازهرولایت . با درنظرداشت نفوس ولایت ، رئیس جمهور می تواند 0 3 عضو دیگر را برای این که همه نظریه ها انعکاس بیابند ، واز خدمتی که برخی مردمان انجام داده اند قدردانی شود، انتصاب نماید.

بعضی خصوصیت های دیگر قانون اساسی شامل نکته های آتی اند . درماده های 7 1  

و8 1 اقتصاد مختلط ورهبری شده , نی کنترول شده ، درنظرگرفته شده است.اما ماده 3 1، منبع های طبیعی وصنایع کلیدی را ملی اعلام داشته است . با آنکه اسلام به حیث،، دین افغانستان ،، خوانده شده است ، اما هیچ ذکری از پابندی دولت به مذهب حنفی, آنگونه که درقانون اساسی 4 6 9 1 قید شده بود ، به عمل نیامده است. ماده 2 2 آزادی اجرای نیایش را برای غیرمسلمانان  ، تضمین نموده است . ماده 6 2  ،خواهان یک حکومت مرکزی قوی است ، اما اشاره به امکان اصلاحات اداری که نظام کنونی اداری را درولایت ها دستخوش تحول ژرف نماید ، نموده است  . درماده 7 2  ، حقوق زن ومرد مساوی اعلان شده است . درقانون اساسی یک حکومت موقت پیشبنی شده است که تا تشکیل شورای ملی در2 2 

 نومبر9 7 9 1 , کشور را، اداره خواهد کرد.

محمد داود ، درختم جرگه بزرگ قانون اساسی ،بدون این که مایه تعجب کسی شده باشد ، برای مدت شش سال به حیث رئیس جمهور جمهوری افغانستان تعین گردید .

یک قانون اساسی پُر محتوی تدوین شده است ، اما اجرایش دشوارتر از تدوينش است.

 

قانون های نو ودشواری های کهنه

 

رژیم جمهوری جهت تطبیق ایدیال هایش ، یک رشته قانون ها را طرح وتدوین نمود . انتشار هر قانون فرهنگیان را به آن وامی داشت تا درمورد هرکدام مکثی نموده ومحتوی آن را مورد ارزیابی دقیق قرارداده وعواقب ناشی از تطبیق آن را مورد بحث قرار دهند .

از جمله قانون های با اهمیت که به تازه گی تدوین یافته است ، قانون اصلاحات ارضی وقانون مالیات مترقی برزمین اند  . هدف قانون خدمات ملکی که درماه جون

7 7 9 1 , انتشاریافت ، آن است تا دیوان سالاری(بيروکراسی) مزمن همیشگی حکومت را کاهش بدهد.  سطح بلند معاش ها می تواند انگیزۀ باشد که دیگرماموران ملکی وظایف شانرا بدون چشم داشت به ،، بخشش ،، اجرا نمایند . این به آن معنی نیست که همه ماموران ملکی فاسد ورشوه ستان اند . اما ، بصورت عنعنویً ،، بخشش ،، به ماموران پائین رتبه ، همیشه پرداخته شده است . زیرا این امر ،کمکی درکنار معاش های ناچیزشان به حساب می آید.

قانون جدید خدمات ملکی برآن است تا به منظور بلند بردن سطح بازدهی کار در دستگاه دیوان سالار ، هنگام استخدام, سطح بلند تحصیل درنظر گرفته شود . پس ازاین به جای ترفیع درهرچهارسال ، طی سه سال صورت میگیرد . اگر این قانون به صورت واقعی وبدون ،، خویش خوری ،، جامه عمل بپوشد ، میتواند گام بزرگی به سوی اصلاحات اداری شمرده شود .

قانون جزا که درماه سپتمبر6 7 9 1  نافذ گردید اولین تلاش عمده پس از دوران امان اله1919-1929  برای قانون عرفی یا سيکولار به حساب می آید . سکیولریزم به معنی جدایی دین از دولت است و همچنان معنی به کارگرفتن قانون عرفی یا مدنی به جای قانون شرعی است . همچنان این واژه ، دربرابر فرقه گرایی مذهبی واجتماعی مورد استعمال دارد. قانون جزا به صورت روشن جرم ، جنحه وجنایت را تعریف نموده وبرای هرکدام جزا را معین نموده است . به این صورت ، دیگر قاضی نمیتواند ـ کم ازکم به صورت نظری ـ خود سرانه جزایی را تعین نماید .

دراین راستا ، حرکت بسیار مهم دیگر، تدوین قانون مدنی( در چهار جلد) میباشد . این قانون درماه سپتمبر6 7 9 1 نافذ گردید . این قانون برقانون شریعت اسلامی وقوانین سنتی دیگر ،رجحان دارد. قانون مدنی درواقع تمام ساحه های عدالت اجتماعی به شمول ازدواج ،طلاق، میراث ، قراردادها وجایدادها ، گروی ها ، ملکیت های منقول وغیرمنقول را احتوا می نماید . تفسیرافغانی از شریعت , مذهب حنفی , بسیار آزاد ولبرال است . به صورت مثال ، به اساس قانون مدنی هنگام طلاق ، زن دارای حق مساوی با مرداست . البته رهبران مذهبی زیاد محافظه کار، با این تفسیر مخالف اند ودربرابرش استاده گی ومقاومت می نمایند .

ولی ، جمهوری که از عمرش چهارسال ونیم میگذرد بدون مشکل نبوده ومورد انتقاد نيز قرار گرفته است . با آنکه آزادی مطبوعات وجود نداشت ، کسی قدرت بستن دهان مردم را نيز ندارد . درهمین راستا " شبنامه" های  اینجا وآنجا وبدون وقفه  ظاهر می شوند. این شبنامه ها ، بیشتر ناشر فکر واندیشه نیروهای راست وچپ افراطی اند.

نبود آزادی مطبوعات جاده دوطرفه تبادل اطلاع میان مردمان چیز فهم وحکومت را بست.  به همین دلیل شایعه برهمه جا فرمان میراند . آزادی مطبوعات می توانست نقش شایعه ها را ضعیف نموده وبه روشنفکران این مجال را بدهد تا به طرفداری ویا برضد برنامه های مطروحه و وسیله های تطبیقش جروبحث نمایند. رسانه های جمعی زیر کنترول حکومت چون روز نامه ها وجریده ها ، رادیو وتلویزیون که دراوایل دهه0 7 به میان آمد ، چنگی به دل نمی زنند .

افزایش درشهری شدن مردم ، افزایش دروقوع جرایم را به دنبال داشت . اما رسانه های جمعی صرف یک بخش آنرا انعکاس میدادند. این امر ، مایه تعجب مردم میگردید . دوحادثه با اهمیت قتل اتفاق افتاد . کپیتان گران سردسته پیلوتان خط هوایی آریانا ،که رهبری موفقانه اعتصاب گروه پیلوتان وکارکنان کابين طياره خط هوایی را در اگست7 7 9 1 برای بهبود شرایط کار شان به دوش داشت، توسط اشخاص ناشناسی مورد سؤقصد قرارگرفت . او دراین حادثه جان سپرد . مردیکه با تفنگچه ً مسلح بود به تاریخ 16 نوامبر7 7 9 1 علی احمد خرم ، وزیرپلان را مجبور نمود تا ازدفترش بیرون شده ويکجا با وی به چهاراهی ،،پشتونستان ،، درقلب شهر کابل ، برود . خرم که به فرقش با گلوله زدند ،درهمان جا جای بجای جان سپرد . این که این قتل تا چه اندازه انگیزه سیاسی داشته است ، تا تحریر این نوشته روشن نشده است .

تلاش برای کم اهميت جلوه دادن وجود گروه های متعدد قومی ـزبانی ( که بدون مجوز قانونی وجود داشته اند) ادامه داشت. با وجوديکه این گروه های غیرپشتون ، نصف نفوس کشور را دربرمیگرفتند.

         

 

تجارت ، کمک وپلان هفت ساله

 

توازن تادیات افغانستان ، مقدار ذخیره های خارجیش پس از سال 3 7 9 1 چشم گیر وبه حیث پدیده شگفت انگیز ومداوم روبه افزایش گذاشت . این توازن مازاد ازرقم  2 ، 2  ملیون دالردرسال3 7 9 1 ـ 2 7 9 1 نزدیک به5 6   ملیون دالر ، درسال   1976 ـ 7 197 بلند رفت وذخیره های اسعاری از9 0 ،8 1 ملیون دالربه 47 ، 8 21 ملیون دالر درعین دوره چهار سال ، افزایش یافت . توازن درساحه تجارت بارتر,تجارت مال به مال , که بیشتر باشوروی وکشورهای ،، بلوک شرق ،، صورت میگرفت ،ازکسر2 5 ،3  ملیون دالر در2 7 9 1 ـ 3 7 به مازاد2 2 ،7 1  ملیون دالر در6 7 9 1 ـ 77 19   رسید . این بهبودی چشمگیر دروضع اقتصاد افغانستان ، نتیجه یک رشته عوامل گونه گون بود که منجمله ميتوان از افزایش بهبود درکمیت وکیفیت مواد صادراتی وتقاضای کمتر برای اشیای بلند قیمت وارداتی " عامل دوم همچنان نتيجه نگرانی بخش تجارتی در روابطش با رژيم موجود بود "  , سهولت در بازپرداخت قرضه ها از جانب اتحادشوروی که تا سال0 8 9 1  پیشبینی شده, بحيث مهمترين عوامل نام برد .

 تمویل قسمت زیاد بخش اسعاری پروژه های انکشافی افغانستان ازطریق برنامه های کمک های خارجی وازدیاد اسعار به واسطه کارگران مهاجر افغان درایران وخلیج فارس ، صورت می گرفت .

اتحادشوروی مهمترین شریک تجارتی وکمک کننده افغانستان باقی ماند ویک جا با دیگر کشورهای ،، بلوک شرق ،،0 4   درصد صادرات و واردات افغانستان با این ها انجام می شد .

اما، افغانستان به خاطر داشتن رابطه های تجارتیش وافزایش معاملات اقتصادیش باهند ،ایران ، عربستان سعودی وکشورهای خلیج فارس ، همیشه توانایی انعطاف پذیری خود را حفظ نمود. به صورت نمونه ، تعهد ایران مبنی بر ارائه کمک به افغانستان که قرار است طی ده سال(4 7 9 1 تا 4 8 9 1) صورت بگیرد و به رقم دو مليارد دالر می رسد . این رقم  بیشتر از تمام کمک های خارجی به افغانستان در0 3 سال گذشته می باشد . ازین میان مبلغ 7 ،1 مليارد دالر برای کشیدن خط ریل از مرز ایران تا کابل از طریق هرات وکندهار تخصیص يافته بود . کاهش عاید نفت وافزایش تورم درجهان " درکنار دلایل دیگر " ایرانیان را مجبور ساخت تا به تعهدات شان به افغانستان ودیگر کشور های روبه انکشاف ، تجدید نظر نمایند .

تداوم اتکای افغانستان به مساعدت های خارجی ، برای  انکشاف اقتصاد کشور ، مفید نیست وبازپرداخت قرضه ها را همه سال افزایش میدهد . درپلان هفت ساله جدید

سطح بسیاربلند سهمگیری خارجی پیش بینی شده است . دولت درعین زمان ، مازاد پول " افغانی " که در تاریخ کشور سابقه نداشت ، در" کيسه خود " داشته است . مالیات گذشته جمع آوری شده ومالیات جدید نیز تعین گردیده است . تعجب آور است که ذهنیت روستایی ذخیره کردن پول ودیگر اشيای قیمتی ، تا حلقه های بلند پلان گذاری نفوذ داشته است . چنین به نظر می آید که دید گاهی مبنی برمصرف نمودن پول ، یا سرمایه گذاری ، برای به دست آوردن عاید بیشتر ،هنوز درذهنیت بعضی پلان گذاران افغانی راه باز ننموده است.

پلان هفت ساله , درکلیتش , رویهمرفته یک سند عملی وقابل دستیابی و واقعبینانه است. بخصوص که آنرا با نتایج چهار پلان پنج ساله گذشته مقایسه کنیم . پلان جدید ،رشد عاید نا خالص ملی را 3 ،6 درصد وافزایش عاید سرانه را5 7 ،3   درصد پیش بینی نموده است.

بی میلی پلان ، درعرصه دادن نقش بزرگتر به بخش خصوصی,  که به چند رشته ازصنایع کوچک ومتوسط محدود شده است که واردات را کاهش می دهد " مانند اشيای پلاستیکی ونساجی " وصادرات را افزایش ميبخشد " مانند موادغذایی ، قره قل ،قالین وگلیم " ممکن اشتباه جدی به حساب آید . طبق پیشبینی, مجموع سرمایه گذاری دراین عرصه(بخش خصوصی...م) از8 8 1 ملیون دالر  به مدت هفت سال تجاوز نمی کند . این رقم ، افزایش ده درصد را درسال نشان میدهد که به هیچ صورت رقم بزرگ نمی باشد.

عدم تذکر تجارت درمحصول های زراعتی درپلان هفت ساله درواقعیت امر ، سهل انگاری قابل ملاحظه است . زیرا تشویق این عرصه در بخش خصوصی میتوانست افغانستان را در دسترسی به خود کفایی درتولید مواد خوراکه کمک نماید. این امر توانایی صادرات را نیز افزایش میدهد . دهقانان مستقل ومیانه حال ، به تعداد دوهزارتراکتور را در 2 1  سال گذشته خریدند که با اندک تشویق از سوی حکومت ، میتواند به یک جهش بزرگ درساحه زراعت ، بدل شود .

ممکن عمده ترین مانع در راه تطبیق موفقانه پلان ، عدم موجودیت اداره چیان با کفایت ،کارگران حرفهً ای ، نیروی بشری ماهر واستفاده درست ازکارآگاهان موجود افغانی خواهد بود . اینان هم اکنون زیرکوه های کاغذ مدفون اند . صدور نیروی کار به ایران وکشورهای خلیج فارس ، نیز سبب خواهد شد که امر دریافت نیروی کاربا دشواری روبه رو گردد . افزون برآن ، دفتراحصائیه مرکزی در ماه می 7 7 9 1 اعلان نمود که از جمله نزدیک به چهارملیون نفر درنیروی کار ،3 4 3  هزارنفر بیکاراند. پلان هفت ساله ایجاد 0 3 8 هزار کاراضافی را پیشبینی نموده است . اما درهمین مدت ، نیروی کار تا رقم 5 ، 1  ملیون نفر افزایش خواهد یافت.

 

 

 

 

 

مهار وخنثی نمودن مشکل( پشتونستان)

 

داود ، آن گونه که درپسگفتار اول پیشبینی صورت گرفت گام بزرگی را درراه برقراری روابط با پاکستان درمورد مساله ،، پشتونستان ،، برداشت . جانب پاکستان نیز به نوبت خویش درک نمود که هدف بريتانیا آن نبود که خط ،، دیورند ،، تا تقسیم نیم قاره درسال

7 4 9 1 یک مرزبین المللی باشد . بسیاری منابع رسمی برتانیایی این امر را تایید می کنند . نقل قول زیر جالب است " بخش تاکید ازمن (نویسنده ) است ". درمعاهده سال

3 9 8 1 این خط به حیث مرز هندوستان توضیح نگردید ، بل به حیث مرزهای شرقی وجنوبی ساحه سیطره امیر وحدود ساحه نفوذ هردو حکومت شناخته شد . هدف توسعه نفوذ برتانیا بود ، نی مرز های هند.

ذولفقار علی بوتو ، صدراعظم پاکستان ومحمد داود رئیس جمهور افغانستان ، درسال

6 8 9 1 ازکشورهای یک دیگر دیدن کردند. بوتواز7 تا11 جون ازافغانستان دیدن نمود .داود از 1 2 تا 4 2 اگست ودر راه بازگشت ازپنجمین کنفرانس سران کشورهای غیر منسلک درکولمبو ، پایتخت سریلانکا ، ازپاکستان بازدید به عمل آورد .

درختم ملاقات اول ، یک اعلامیه رویهمرفته نرم وبی خطر به نشررسید.  درواقع پاکستان برای اولین بار پذیرفت که یک ،،اختلاف سیاسی ،، میان دو کشور وجود دارد . به این سبب ، جانب افغانی پذیرفت که این ،، اختلاف سیاسی ،، را مطابق روحیه پانچیلا،، پنج اصل ،، همزیستی مسالمت آمیز کنفرانس باندونگ 5 5 9 1 حل نمایند.مهمترین دو اصل آن،، احترام به مرزهای کشور های همسایه وعدم مداخله درامور داخلی یکدیگر ، میباشد.

بنابرین احتمال دارد که افغانستان خط دیورند را ،، با تعدیلات کوچک ،، به حیث مرز بین المللی بپذیرد. اگر پاکستان خود مختاری صوبه ای  را که درقانون اساسی 3 7 9 1 آنکشور پذیرفته است ،، فصل چهارم ،، به صورت دقیق عملی نماید . به این گونه ، ازلحاظ نظری ، انتظار می رفت آنچه پس ازملاقات اول داود ـ بوتو باقی مانده بود به وسیله تماس های دیپلوماتیک تعقیب شده وطرح موافقتنامه یی برمبنای قوانین بین المللی ،، اگرنه عقلانی وعادلانه ،، تهیه گردد.

ملاقات ماه اگست درپاکستان ، سهم ناچیزی درغنای مبانی طرح شده درمذکرات اول، داشت . گرچه بوتو ، میخواست که معاهده یی را به زودی ممکن به امضا برساند . اگر جانب افغانی چنین معاهده یی را به امضا می رساند ، درواقعیت امر ازسیاست ضد خود مختاری صوبه ای بوتو حمایت مینمود . داود ، عاقلانه ،، آن گونه که حوادث بعدی نشان داد ، پیش از امضای موافقتنامه نهایی،به انتظار نتیجه انتخابات ماه مارچ7 7 9 1 نشست . اوهنوز هم به انتظار نشسته است . زیرا انتخابات ماه مارچ درپاکستان ، با نتايج فاجعه باری همراه گردید . این امر با مظاهره های خونین همراه و به تشکیل حکومت نظامی درپاکستان "برای چهارمین بار ، درتاریخ کوتا ه مدت این کشور " , دستگیری و محکمه بوتو به اتهام شرکت درقتل سیاسی ،منجر گردید .

جنرال ضیا ، رهبرحکومت نظامی پاکستان ، آن گاهی که درماه اکتوبر ازکابل دیدارنمود به مذاکره با کابل ادامه داد، اما افغانان خواهان آن اند که پس از ایجاد حکومت باثبات درپاکستان ، مذاکره نمایند.

درچند جمله 

همان گونه که پیروزی وناکامی مساعی ده سال3 6 9 1 ـ 3 7 9 1   به منظور تأسیس یک حکومت شاهی مشروطه ، بسته به آن بود که شاه سابق چه کارهای را انجام دادوچه کارهای را انجام نداد، موفقیت ویا ،،  ناکامی ،، وحتی بقای جمهوری جدید ، بسته به آن است که محمد داود رئیس جمهور و،،مشاورین نزدیکش ،، چه کارهای را انجام میدهند وچه کارهای را انجام نمی دهند . هنوز هم آینده نا روشن است ، اما ، سمتگیری ها با متانت معین شده اند .این امر ،بستگی به فراهم شدن زمان کافی ، عدم مداخله به وسیله همسایگان ، تفاهم دلسوزانه ازجانب کشورهای کمک دهنده دارد. اگرهمه این شرط ها فراهم گردد، افغانستان میتواند انتظار تحقق ا هدا ف پلان هفت ساله خودرا داشته باشد. عمده ترین مانع در راه انکشاف کشور ، دستگاه کنونی دیوان سالارانه اش است .اما، اگررهبری بتواند سهم گیری طبقه خبره ولایق را که بخش زیادآن بی استفاده باقی مانده است, بیشتربسازد ، افغانستان میتواند درقماری که با آن دست زده است ، از راه رشد گام به گام ، به انکشاف وترقی برسد.

هانوور ، نیوها مشایر    دسمبر7 7 9 1  .